لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
تاریخچه اسب
ازنقاشی هایی که بر دیواره برخی ازغارهاحک شده چنین نتیجه گیری می شود که اسب در دوران دیرینه سنگی شکار می شده و آن را می خوردند اما درعصر نوسنگی پس از سایرحیوانات اهلی شد وبه خدمت انسان در آمد.همچنین از وجود حیوانا ت در ایران از چند میلیون سال قبل اطلاعاتی وجود دارد چنانکه مکوئنم یکی از معاونان دمورگان باستان شناس معروف ،آثار یک نوع اسب هیپاریون را در سال 1904میلادی در ناحیه موزه چال مراغه به دست آورده است که این حیوان بیش از یک میلیون سال پیش فعالیت داشته ودر اطراف دریاچه ارومیه زندگی می کرده است.
تپه سیلک کاشان از نظر تمدن بشری اهمیت خاصی دارد که در ارتباط با اسب نیز در این منطقه اکتشافات ارزشمندی انجام شده است.گیرشیمن درسالهای 1937-1933 میلادی از طرف موزه لوورپاریس در دو تپه موسوم به سیلک که در دامنه کوه کرکس در فاصله 5 کیلومتری کاشان قرار دارند کاوشهای جالبی انجام داد.در واقع منطقه سیلک خود به چند طبقه تقسیم می شودکه در طبقه دوم سیلک علاوه بر استخوان های حیوانات اهلی استخوان نوعی از سگ تازی واسبی از نوع پرژوالکسی به دست آمده است.این اسب که چهارپایی تنومندبا یالی ستبروبر افراشته است و به نظر می رسد حد وسط گوره خرواسب جدید باشدامروزه در مغلستان پرورش داده می شود. همچنین در فاصله 250متری ازتپه جنوبی سیلک که قدیمی ترین محل سکونت بشر در دشت است گورستانی وجود دارد که آن را جزء طبقه ششم سیلک به شمار می آورندکه در پهلوی مردگان اشیای متعدد مانند سلاح وظروف سفالین، گاهی مزین به نقوش اسبان جنگجویان، خنجر وشمشیر برنزی قرار داداند.همچنینن در قبر مردگانی که در زندگی اسب سوار بوداند اشیای مربوط به زین وبرگ وجود دارد وبر روی بسیاری از سفالینه ها نقش اسب دیده می شودکه نشانه آن است که اسب در زندگی آنها نقش زیادی داشته است.
آثار به دست آمده ازتپه سلدوردر فاصله 50 کیلومتری جنوب غربی ارومیه ،گوی تپه آذربایجان وتپه کیان د ر10 کیلومتری جنوب غربی نهاوند که دمورگان در آنجا تحقیقاتی را به انجام رسانده است.خوروین در 80 کیلومتری شمال غربی تهران در شمال کرج به قزوین وپیداشدن لوازم اسب در قبرها وتصاویر اسب بر ظروف ومجسمه های سفالی اسب متعلق به 1200سال فبل از میلاد که در ناحیه املش گیلان کشف شده و دها اثر باستانی دیگر هم نشانگر این است که آثار کشف شده متعلق به قومی مهاجراست که وارد منطقه شده ودر آنجا استیلا یافته وجداگانه مسکن ساخته اند که همانا آریای ها هستند.
اسب های ایران به لحاظ وابستگی به نژادهای مختلف
اسب های نژاد اصیل ایرانی در تاریخ وفرهنگ مردم به نام نژاد خاص نامیده شده و دارای مشخصات وتیره نژادی هستند، این نژادها عبارتند از:
الف-اسب نژاد اصیل عرب: به گواهی تاریخ خا ستگاه اصلی آن ایران بوده واکنون در سراسر دنیا پراکنده و به نام اسب عرب نامیده می شود.
ب:اسب نژاد ترکمن ایران: قسمت اعظم این نژاد منطقه ترکمن صحرا بوده وهمانند اسب عرب دارای تیره های متعدد نژادی از قبیل آخال تکه ویموت می باشد.
ج:اسب نژاد کرد ایرانی: این اسب در مناطق کردستان ،کرمانشاه، ایلام واستانهای هم جوار پراکنده شده اند.
د: اسبچه خزر ایرانی: خاستگاه نژادی آن دامنه های شمالی سلسله جبال البرز بوده و برای زیستن در جنگل های انبوه شکل یافته است ودارای سم های بادوام وقد کوتاه می باشد.
ه-اسب نژاد چناران ایرانی: در دوره نادر شاه افشاراز آمیزش مکرر اسب عرب وترکمن به وجود آمده است واکنون در قسمتهایی از خراسان وجود دارد.
و-اسب سیستانی: تنها اسب خونسرد ایرانی بوده ودارای جثه ای تنومند می باشد که وزن آن در دوره بلوغ از دیگر اسب های نژاد ایرانی بیشتر است ودر سیستان وبلوچستان پراکنده شده اند.
ی-اسب نژاد قره باغ ایرانی: این نژاد نام خود را از قره باغ قفقاز گرفته وپس از جدایی آن منطقه از ایران درجنگ عباس میرزا فتحعلی شاه به ایران آورده شد.
فدراسیون سوارکاری
فدراسیون سوارکاری ایران در سال 1338 به عضویت رسمی جهانی سوارکاری FEIدر آمده است وهم اکنون در گروه 3 فدراسین جهانی قرار دارد.
سوارکاری از ورزشهای مفرح وپر طرف دار محسوب می گردد که به گونه های مختلف متداول می باشند.سوارکاری راهی است به سوی ایجاد ارتباط بین سوارکار واسب وهر چه پیشرفت سریعتر باشد این ارتباط بیشتر وبهتر خواهد بود.
ورزش سوارکاری بصورت مسابقات سرعتی داخل پیست، پرش از روی موانع درساژ، وغیره برگزارمی گردد.این ورزش در سالن فقط بصورت پرش از روی مانع انجام می گیرد که در آن اسب و سوارکار در شرایط مختلف در یک مسیر مانع دار آزمایش می شود.
مسابقات میدانی سوارکاری از تنوع بسیار برخوردار است وبه اشکال گوناگون ودر مسافت های مختلف برگذار می شود.
مسابقات درساژ شامل مانور های زیبا وشیرین کارهای مختلف اسب در برابر اشارات مختصر وحرکات دست وپای سوارکار خود است.
یکی دیگر از مسابقات اسب سواری،مسابقات 3 روزه می باشد که شامل مسابقات درساژ،استقامت وپرش های نمایشی است ودر 3 روز متوالی صورت می گیرد وشرکت کننده باید با یک اسب در کلیه این رقابت ها شرکت کنند.این نوع مسابقه برای برآورد کردن میزان هماهنگی،سرعت استقامت،اطاعت وتوانایی پرش با اسب بوده ونیاز مند درک عالی بین اسب وسوار کار می باشد.در مسابقات پرش با اسب در داخل سالن حداقل 2000 متر مربع فضا با کمترین عرض 40 متر مورد نیاز می باشد.اخیرا حداقل فضای سالن سر پوشیده برای رقابت های ملی 40×60 متر توصیه می شود .فاصله خط آغاز تا اولین مانع نباید بیش از25 متر ویا کمتر از6 متر باشد،همچنین فاصله خط پایان نباید کمتر از15 متر یا بیشتر از25 متر باشد.
به علت جذابیت پرش های نمایشی،این ورزش تماشاگران زیادی به خود جذب می نماید.در کشورهای اروپایی معمولا تماشاچیان بین 8 تا 6 هزار نفر در نظر گرفته می شوند.جایگاه تماشاچیان در دو طرف ویک انتهای رینگ پیش بینی می شود.انتهای دیگر اختصاص به شرکت کنندگان در مسابقات، خبر نگاران وسایر افراد مسئول دارد.جایگاه تماشاچیان و ورود وخروج آنها باید قابل کنترل ومستقل از سایر قسمتها باشد.
تعاریف موجود در سوارکاری
رویداد:اشاره به یک دوره کامل مسابقات ،قهرمانیها یا بازی هایی می نماید که تحت نظارت یک کمیته برگزار کننده انجام می پذیرد و از یک ساعت پش از شروع اولین رده آغاز ونیم ساعت پس از اعلام نتایج آخرین مسابقه توسط هیات داوران پایان می یابد.
مسابقه: اشاره به هر دوره منفرد از رقابتها می کند که شرکت کنندگان طی آن رقابت حائز مقام شده و جایزه دریافت می نمایند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
تاریخچه خوشنویسی
خوشنویسی یا خطاطی در اریام گذشته و دنیای سنتی، پیوسته با تحول و نوآوری همراه بوده است اما در جهان سنتی، به دلیل عدم نیاز عامه مردم به طور مستمر و روزمره به خط و فقدان نیازهای تجاری و انتشاراتی و تبلیغاتی، اهداف خوشنویسی ترکیبی بوده است از زیبایی بصری ـ آسانی، سرعت و سهولت نگارش و خوانایی تا درنهایت، بتواند روند مراسالات و مکاتبات و امور دیوانی و تا حدودی نیز انتقال دانش و اطلاعات را سرعت و سهولت بخشد. از طرف دیگر، هم در نظام سنتی و هم در دنیای معاصر و مدرن، انگیزههای کارکردی عاملی مهم و درجه اول، در تحولات خط محسوب میشود. اگر چه زیبایی بصری نیز بدون شک مورد نظر خطاطان قرار گرفته اما امروز، صنعت چاپ و یک دستی و متحدالشکلی مکاتبات، این بعد عملکردی خطاطی را به حداقل رسانده و در کنار آن جنبههای دیگر خطاطی اهمیت یافته است. بنابراین نوآوری، مهمترین خاستگاه تحولات خط در یکصدو پنجاه سال اخیر میباشد. تحولات فرهنگی ـ هنری و سیاسی ـ اجتماعی و فناوری که زمینه ساز نوآوری متفاوتی در خط شدهاند در ایران، طی دو حرکت در دورههای قاجار و پهلوی خطاطی و خوشنویسی را تحت تأثیر قرار داده اند:
الف ـ دوره اول ـ قاجاریه ـ (دوره نوآوری در جامعه سنتی)
جامعهٔ قاجاری جامعهای سنتی بود اما در این دوران از عهد عباس میرزا پسر فتحعلی شاه و پس از جنگ های ایران و روس و شکست های ایران با جمع بندی از دلایل شکست و با حرکتی عبرت گیرانه توسط عباس میرزا تحولاتی در روند نوآوری انجام گرفت که حاصل آن نوسازی قشون ـ ورود صنعت چاپ و ورود برخی کارخانجات و تأسیس مدارس سبک جدید و فرستادن دانشجو به خارج از کشور برای کسب علم و هنر بوده است. اما شاه بیت این نوآوری بعدها در ظهور و روزنامه ها و نشریاتی تحقق یافت که به نحوی اطلاع رسانی و آگهی های جدید را به عهده گرفتند. خط و خوشنویسی نیز در پرتو این تحولات وارد عرصه شد اما با ضرب آهنگی بسیار کند حرکت نمود تا بتواند نشریات تازه بر عرصه رسانده را بسنده نماید به عنوان نمونه نخستین نشریاتی که خوشنویسی جدیدی را میطلبیدند عبارت بودند از:
• کاغذ اخبار در 1253 به سردبیری میرزا صالح شیرازی
• وقایع اتفاقیه 1267 –1264 به سردبیری امیرکبیر
• قانون 1295-1290 به سردبیری میرزا ملکم خان
به طور تفصیلی تر و جهت تشریح نوآوری و تأثیر آن بر خطاطی یکصد و پنجاه ساله آخر سرنوشت نخستین روزنامههای ایران قابل بررسی است.(به جستارهای مربوط به هر روزنامه مراجعه کنید)
ب- دوره دوم – پهلوی (دوره نوسازی
در سراسر قرن چهارده شمسی تاریخ خط و خوشنویسی در ایران مواجه با سرعت و نوآوری شگفتی است تا بتواند نیازهای معاصر تجارت و تبلیغات و فناوری را پاسخگو باشد. از سوی دیگر در سراسر قرن بیستم مکاتب بینالمللی که پس از تولید در خاستگاه خود به سرعت جهانی میشدند، هنرمندان نوآور جهان به دو دسته تقسیم گردند: نخستین دسته هنرمندانی بودند که در هماهنگی کامل با سبکهای بینالمللی قرار گرفتند و دسته دوم از هنرمندانی تشکیل میشد که گرایشهای بومی و ملی را در فضایی جهانی جستجو میکردند. نقش این هنرمندان بر تولد خطاطی نوین از چنان اهمیتی برخوردار است که جایگزینی برای آن نمیتوان یافت. شاید بتوان گفت مکتب سقاخانه خاستگاه اصلی زیباشناسی و نوآوری معاصر، در خوشنویسی خط بوده است.
مکتب سقاخانه و تأثیر آن بر نوآوری در خطاطی
در دهه چهل در ایران – در بهبوهه مدرانیزاسیون و درگیریهای سنت گرایان و مدرنیستها در حالی که مکتب رایج در سپهر بینالمللی، هنر مردمی یا پاپ آرت در حال عبور و انقضای دوره خود بود عدهای از هنرمندان نوآور ایرانی، مکتب جدیدی را بنیان نهادند که تأثیر شگرفی بر تحولات خط، از خود باقی گذاشت، این مکتب بعدها، سقاخانه، نام گرفت.
در رأس این هنرمندان – پرویزتناولی، ژازه طباطبایی و حسین زنده رودی در جستجوی تعریف دربارهای از زیباییهای ملی و سنتی برآمدند. و یا به بیانی دیگر این هنرمندان با عشق به زوایای فرهنگ ملی و نگاهی گسترده به فرهنگ جهانی به فکر افتادند که مکتبی ملی- بینالمللی تأسیس نمایند و حتی شاید بدون تمهیدی اولیه و به صورتی طبیعی به سوی تأسیس مکتب فوق کشانده شدند رویکرد اینان به اشیاء و عناصر بصری محیط اطراف زندگی مردم که در سقاخانه و زیارتگاهها و اماکن مذهبی وجود داشت، باعث شد که از این اشیاء در فضای معاصر تعریف مجددی به عمل آید و در سامانی دهی تازه و بدیعی، به مکتبی جدید و قابل قبول و سرشار از نوآوری تبدیل شود …
عناصر مورد علاقه این هنرمندان در نماز، قفلها و کلیدها - ضریح های اماکن متبرکه و سقاخانهها، نگینهای انگشتری و حرزها و کاسهها و الواح شمایلهایی بود که در مجموع از دیرباز مورد استفاده مردم جامعه سنتی بوده است بدون اینکه مردم یا هنرمندان با جنبههای بصری و زیباشناختی آن توجه خاصی مبذول نموده باشند. در حقیقت زیبایی با گوشت و پوشت و خون جامعه سنتی عجین شده و مصرفکنندگان غرق در آن بودند. در این میان خط، هم به عنوان عنصری مستقل که در این اماکن پیوسته وجود داشته و هم به صورت حکاکیهایی، بر روی ظروف و نگینهای انگشتری، مورد توجه هنرمندان قرار گرفت. آنان همان طور که ساخت و ساز و ترکیببندی مجددی بر روی همه اشیاء و تصاویر مذکور انجام دادند با نگاه مجدد خلاقانه بر خط نیز، آن را تعریف جدیدی نموده و طراحی مجدد، ترکیببندی و ساخت و ساز نوینی بدان بخشیدند و بدین ترتیب نگاه بصری تازهای به خط، در قلب سقاخانه متولد شد و خط کوفی این بار، پس از تحویل و تحولاتی هزار و چهارصد ساله، به سوی زبان و بیان جدیدی حرکت نمود.
تاریخچه انجمن خوشنویسان
قبل از طلوع اسلام خطوط مختلفی از جمله میخی و پهلوی و اوستائی در ایران متداول بوده است. با پیدایش و ظهور دین مبین اسلام و گسترش آن در ایران، نیاکان ما با پذیرش شریعت محمّدی، الفبا و خطوط اسلامی را نیز پذیرا شدند. خطّ متداول آنزمان که نزدیک دو قرن قبل از اسلام شکل گرفته بود، خطّ کوفی و نسخ قدیم بود که از دو خطّ قبطی و سریانی اخذ شده بود. پس از ظهور اسلام تا دو قرن بعد نیز این خطوط بهمان سادگی آغازین بکار می رفت. سپس به وسیلة ایرانیان تحوّلی در این راه صورت پذیرفت و کم کم هنر خوشنویسی چهرة خود را نشان داد. بطوریکه در اوایل قرن چهارم بسال (310 هجری قمری) ابن مُقله بیضاوی شیرازی (متوفّی 328 هـ . ق) وزیر المقتدربالّله با استفاده از خطوط موجود و نبوغ ذاتی خود خطوطی بوجود آورد که به اقلام سته یا خطوط اصول معروف شد که عبارتند از : محقّق ـ ریحان ـ ثلث ـ نسخ ـ رقاع و توقیع ، و وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبتِ سطح و دور در هر کدام می باشد و برای این خطوط قواعدی وضع کرد و 12 اصل نوشت : ترکیب ـ کرسی ـ نسبت ـ ضعف ـ قوّت ـ سطح ـ دور ـ صعود مجازی ـ نزول مجازی ـ اصول ـ صفا و شأن.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 9
تاریخچه نقاشی
تاریخ هنر نقاشی در ایران به زمان غارنشینی برمیگردد. در غارهای استان لرستان تصاویر نقاشی شده از حیوانات و تصاویر کشف شده است. نقاشی های کشف شده در مناطق تپه سیالک و لرستان بر روی ظروف سفالی، ثابت می کند که هنرمندان این مناطق با هنر نقاشی آشنایی داشته اند. همچنین نقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، که بیشتر آنها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده است. یکی از این نقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد. وضعیت سوارها و حیوانات و سبک بکار رفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد. در نقاشیهای دوران هخامنشی، نقاشی از روی چهره بر سایر نقاشی های دیگر تقدم داشت. تناسب و زیبایی رنگها از این دوران، بسیار جالب توجه است. نقاشی ها بدون سایه و با همدیگر هماهنگی دارند. در بعضی از موارد، سطوح سیاه پر رنگ را محدود کرده اند. مانی، (پیامبر و نقاش ایرانی)، که در قرن سوم زندگی میکرد، یک نقاش با تجربه و ماهر بود. نقاشی های او یکی از معجزاتش بود.
نقاشی Torfan
نقاشی (Torfan) که در صحرای گال استان ترکستان در چین بدست آمد، مربوط است بسال ۸۴۰ تا ۸۶۰ بعد از میلاد. این نقاشی های دیوارنما مناظر و تصاویر ایرانی را نمایش میدهند. همچنین تصاویر شاخه های درختی در این نقاشی ها وجود دارند. باستانی ترین نقاشی های دوران اسلامی، که بسیار کمیاب است، در نیمه نخست قرن سیزدهم به وجود آمده بودند. مینیاتورهای ایرانی (طرح های خوب و کوچک) بعد از سقوط بغداد در سال ۱۲۸۵ میلادی بوجود آمدند. از آغاز قرن چهاردهم کتابهای خطی بوسیله نقاشی از صحنه های جنگ و شکار تزئین شدند. چین از قرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری، مهمترین انگیزه برای هنر نقاشی در ایران بود. از آن به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی و نقاشان ایرانی بوجود آمده است. از لحاظ تاریخی، مهمترین تکامل در هنر ایرانی، تقبل طرحهای چینی بوده است که با رنگ آمیزی که ادراک ویژه هنرمندان ایرانی است مخلوط شده بود. زیبایی و مهارت خارق العاده نقاشان ایرانی واقعاً خارج از توصیف است. در قرن اول اسلامی، هنرمندان ایرانی زینت دادن به کتابها را شروع کردند.
کتابها با سرآغاز و حاشیه های زیبا رنگ آمیزی و تزئین شده بود. این طرحها و روشها از یک نسل به نسل دیگر با همان روش و اصلوب منتقل می شد، که معروف است به "هنر روشن سازی". هنر روشن سازی و زیبا کردن کتابها در زمان سلجوقیان و مغول و تیموریان پیشرفت زیادی کرد. شهرت نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت.
مدرسه بغداد
مینیاتورهای مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهای نقاشی های معمولی پیش از دوره اسلامی را گم کرده است. این نقاشی های اولیه و بدعت کارانه فشار هنری لازم را ندارند. مینیاتورهای مدرسه بغداد اصلاً متناسب نیستند. تصاویر نژاد سامی را نشان میدهد؛ و رنگ روشن استفاده شده در آن نقاشی را. هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آیین تازه ای را بوجود آورده و ابتکار کنند. نگاه های مخصوص این مدرسه، در طرح حیوانات و با تصاویر شرح دادن داستانها است. اگر چه مدرسه بغداد، هنر پیش از دوره اسلامی را تا حدی در نظر گرفته بود، که بسیار سطحی و بدوی بود، در همان دوره هنر مینیاتور ایرانی در تمام قلمرو اسلامی از آسیای دور تا آفریقا و اروپا پخش شده بود.
از میان کتابهای مصور به سبک بغداد میتوان به کتاب "کلیله و دمنه" اشاره کرد. تصاویر نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده است؛ و فقط رنگهای معدودی در این نقاشیها بکار رفته است. بیشتر کتابهای خطی قرن سیزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاویری از حیوانات و سبزیجات تزئین شده است. یکی از قدیمی ترین کتابهای کوچک طراحی شده ایرانی بنام "مناف الحیوان" در سال ۱۲۹۹ میلادی بوجود آمده است. این کتاب مشخصات حیوانات را شرح میدهد. در این کتاب تاریخ طبیعی با افسانه در هم آمیخته شده است. موضوعات این کتاب که تصاویر بسیاری دارد، برای آشنایی با هنر نقاشی ایرانی بسیار مهم است. رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشی قدیمی بود جلوتر است. پس از هجوم مغولان، یک مدرسه جدید در ایران به نظر میرسید. این مدرسه تحت تأثیر از هنر چینی و سبک مغول بود. این نقاشی ها همه خشک و بی حرکت و خالص و یکسان، مانند سبک چینی است. بعد از حمله مغول به ایران، آنها تحت تأثیر از هنر ایرانی، نقاشان و هنرمندان را تشویق کردند. در میان نقاشی های هنرمندان ایرانی میتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکیبات آرایشی، و خطوط کوتاه خوب که میتوان آنها را بشمار آورد. نقاشی های ایرانی بصورت خطی و نه ابعادی می باشد. هنرمندان در این زمینه از خود یک خلاقیت و اصالت نشان داده اند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
تاریخچه مجسمه سازی
مقدمه:
راسر: جهان مرئی جز خزانهای از صورتها و علائم نیست که تخیل انسان به هر یک جایی و مکانی می بخشد و نوعی چراگاه است که در آن به چرا می رود و باید آن را هضم کند و تغییر دهد. کلیه استعدادهای انسان باید تحت کنترل تخیل باشند ، تخیلی که همچنان معطوف به همه آنهاست .
"بودلر"
فرآیند آغاز و دگرگونی هنرهای تجسمی به مانند تمامی جنبههای زندگانی آدمی به عنوان موجودی اجتماعی، به اشکال و گونههای مختلفی تغییر و تحول یافته است. دورههایی هست که در آن جریانی هنری به طور کامل قطع گردیده و در دوره ای به ناگاه آغاز یافته است.
در این میان مجسمهسازی که هنری سه بعدی و مرتبط با فضا است در تمدن های باستان به شکل گسترده در زندگی اجتماعی آدمیان نقش داشته و علاوه بر زیبایی، کاربردهای گوناگونی را تجربه کرده است. گستردگی در به کارگیری مجسمه در میان اقوام و تمدنهای دوران باستان تا به حدی بوده که در میان یافتههای باستانی تعداد نامحدودی از آثار مجسمهسازان این دوران به چشم میخورد. این هنر در تمدنهای باستان علاوه بر کاربردهای زیبایی و بیانگرانه ، کارکردی مذهبی و آئینی نیز یافته است.
مجسمه سازان از گذشته تا کنون از مواد مختلفی برای ساختن مجسمه استفاده میکردند، از جمله سنگ، فلز، گل، چوب , پلاستیک و...
در میان اقوام بدوی، مجسمهسازی جنبهی جادویی و بدین سبب نمادگرا یافته است. در دوران تمدن به جنبهها و شرایط متفاوتی از آفرینش هنری در مجسمهسازی برمیخوریم، بتها و شمایل های سومری با کارکرد آیینی، هنر وقایع نگار آشوری( که هدف آن نمایش عظمت پادشاهان بود)، توجه به جهان پس از مرگ در هنر مصر ، طلسم و بت در هنر اژهای ، افسانه پردازی و سمبولیسم بودایی در هند، نمادگرایی و عناصر جادویی در ماسکها و کنده کاریهای آفریقایی،انسان گرایی و ایده آلیسم یونانی و واقع گرایی دوران هلنی و به دنبال آن توصیف گرایی در هنر رومی از شاخصههای اصلی ادواری است که بر هنر و مجسمه سازی اقوام مختلف بشری گذشته است.
با گذار انسان یونانی از دوران باور اسطورهای به سوی شکلگیری مبانی منطق و فلسفهی اروپایی توسط جامعهی یونانی، هنر یونانیان بر منطقی ایدهآلگرا و ریاضیوار استوار میگردد.
با ظهور مسیحیت و تحکیم حاکمیت مذهبی، مجسمه سازی که تا قبل از آن با موضوعات اساطیری و شمایل نگاری خدایان یونان رواج داشت، ممنوع شد، زیرا : "کلام خداست که نباید به ساختن آنچه در آسمان یا روی زمین میبینی دست یازی." اما انحراف از این حکم قاطع به حدی رسید که هنر نمادگرا مجاز دانسته شد و در قرن اول میلادی نمایشهایی از کبوتر ،ماهی ، لنگر ، چنگ ، ماهیگیر و چوپان به کار برده شد. با گذشت زمان کلیسا در رم ، رفته رفته سیاست خود را اصلاح کرد و ظرف چند قرن توجه حاکمیت مجددا به مجسمه سازی معطوف شده و آن رادر خدمت مذهب قرار داد.
در صدر مسیحیت مجسمه سازی روحی مذهبی داشت اما از سدۀ چهارم میلادی با زوال پیکرتراشی روبرو میشویم، چرا که مسیحیان به پیکرههای آزاد ایستاده بد گمان بودهاند و آن را به خدایان دروغین آیین روم نسبت می دادند و بدین ترتیب مجسمه سازی به صنایع دستی و کارهای کوچک تزئینی استحاله یافت.
درقرن پنجم میلادی مسیح نگاری آزاد شمارده و به کار گرفته شد. با اینهمه ، پیکرهسازی مسیحی در چندین دوره زمانی نزدیک به هم و مجزا با حادثهی پیکرهسوزیهای دولتی و فرقهای مواجه شد. در دورۀ رمانسک آشتی معماری و پیکرتراشی صورت گرفته و این هنر کاربردی تزئینی ومذهبی یافت. در دوران گوتیک استفاده از مجسمه سازی در معماری به پیشرفت قابل ملاحظه ای دست یافت. اما در دوران رنسانس با تولد مجدد فرهنگ و هنر و در نتیجه حیات جدید مجسمه سازی جدا از معماری و با شاخصه هایی چون انسانگرایی و واقعگرایی نوین بر اساس زیبایی، تناسبات و آناتومی مواجه میشویم. در هنر باروک که هنری است واقعگرا، خاصیت نمایشی بیش از هر چیز دیگر به چشم میخورد.
در دوران رنسانس با شیوع اندیشه فردگرایی و انسانگرایی زمینه برای بروز خلاقیتهای فردی گشوده شد و این پیشرفت به موازات تحولات اجتماعی و فرهنگی ادامه یافت. در قرن بیستم با ظهور مباحث جدید فلسفی و انتقادی و نگرش مجدد اندیشمندان به مفاهیمی چون آزادی، فرد ، اجتماع و خود « هنر» راه برای تجربه های بسیار متنوع هنرمندان هموار شد.
این حقیقتی است ( البته در صورت باور کردن بی قید و شرط آنچه در تاریخ مکتوب هنر آمده !) که با حضور "اوگوست رودن" August Rodin ( + + ) پس از دوران رمانتیسیسم و توجه او به فضاهای پر و خالی و تاکید بر حالات و حرکات و جلوه های روانی که آشکارا ویژگی اکسپرسیو دارند، ابعاد جدیدتری از هنر مجسمهسازی مورد توجه قرار گرفت. آثار رودن بر مجسمه سازان سدهی بیستم تأثیر عمیقی گذاشت.در حقیقت پس از رودن توجه مجسمه ساز به موضوع و حالات درونی و شخصی جنبهی جدیتری یافت. در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم، فرمالیسم در قالب کوبیسم و کانستراکتیویسم و زیبایی شناسی علمی پیشرفت کرد و تأثیرات شگرفی بر کار هنرمندان گذاشت. استفاده از مواد جدید ومصالح صنعتی، استفاده از جوش و روشهای تکنولوژیک، اصلوب فلزگری نوین در دوران مدرن به طور کلی بر تمامی وجوه آفرینش هنری تأثیر گذار واقع شد.
مجسمه سازی ایران
اما پیشینهی مجسمهسازی در ایران به پنج هزار سال پیش برمیگردد. آثار مفرغی بدست آمده از لرستان آثاری سمبولیک، ملهم از طبیعت و کاربردی اند. حجاریهای ایران باستان دارای جنبه های مذهبی و وقایع نگار است و در آنها توجه خاصی به نقوش حیوانی شده. پیکرتراشی متأثر از هنر آشوری در دوران هخامنشی به نوعی دیگر و به گونهای ظریف با نگاهی ناتورالیستی با جنبهی مذهبی و وقایع نگار در ارتباط است. در دوران اشکانی هنر ایران با امتزاج دو هنر هلنی و هخامنشی و نیز واقع نمایی در چهره پردازی ادامه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
پیشگفتار
قرن بیستم را باید عصر رسانه ها و ارتباطات دانست. میلیون ها انسان هر روز از طریق عکس و تصویر از جریان رویدادها و تحولات سیاسی، علمی و فرهنگی آگاه می شوند.
رسانه ها با بهره گیری از عکس و تصویر، در ابعاد مختلف گاه به شکل روزنامه، مجله، کتاب و گاه به صورت اسلاید، فیلم، تلویزیون و ویدئو، همواره در رشد آگاهی عمومی نقش انکار ناپذیری داشته اند. اگر انسان قدم بر کوه ماه می گذارد یا در اعماق اقیانوس ها کندوکاو می کند، عکس و تصویر با چشم همگام و همراه است و در ثبت لحظات حساس و با شکوه به وی مدد می رساند. به عبارت دیگر عکس و عکاس را باید چشمان هوشمند قرن معاصر دانست با چشمانی نافذ و گویا که علاون بر تأثیرگذاری عمیق و اساسی در زندگی انسان امروز شاهد و حافظ ارزشهای مختلف و وسیله ی ثبت وقایع و حقایق علمی و تاریخی و هنری است.
عکاسی را باید یکی از بزرگترین اختراعات بشری دانست و آن را به مثابه علم و هنری که جلوه های مختلف آن در زندگی بشر و پیشرفت علوم مختلف نقش اساسی و تعیین کننده دارد، مورد بررسی قرار داد و چه بهتر که ابعاد این کاوش در حیطۀ تاریخ و سبک ها و مکاتب عکاسی مطمع نظر قرار گیرد.
از ابتدای تاریخ عکاسی همواره این تمایل وجود داشته که بتوان علاوه بر حجم و شکل اشیاء و رنگ آنها را نیز ثبت نمود.
تاریخچه عکاسی رنگی
مخترعین زیادی در این زمینه کوشش کرده اند و شاید بتوان گفت از اولین کسانی که به دنبال این هدف بودند بکرل beguerel از سال 1848 بود که سعی داشت رنگ های حاصل از تجزیۀ نور خورشید را روی صفحات کلرور نقره ثبت کند.
ولی این تجربیات به نتایج قابل قبولی منتهی نگردید.
روشی که امروز به نام (مه رنگی جمعی) می شناسیم در نتیجه تحقیقات جی.سی.ماکسول j.c.maxd پیدا شد و اولین بار در سال 1859 بود که این دانشمند ثابت کرد رنگ های طیف را با اختلاف سه رنگ اصلی (آبی- قرمز- سبز) می توان به دست آورد.
در سال 1867 شارل کرو charles cros و در سال بعد لوئی دوکو دو هورون روشی را به آکادمی علوم فرانسه معرفی نمودند که عکاسی رنگی با سیستم جمعی و تفریقی را شامل می شود. می توان گفت که قبل از این تاریخ، کلیه خواستاران عکس رنگی تنها می توانستند عکس سیاه و سفید را رنگ کنند و مورد استفاده قرار دهند. روش ابداعی دو محقق مزبور، بزرگترین اشکالی که داشت این بود که مواد حساس عکاسی آن زمان، به پرتوهای ماورای بنفش و بنفش و آبی حساسیت خیلی زیادتری از نارنجی و قرمز داشتند.
کشف تجربه رنگ های اصلی در سال 1891 توسط گابریل کیپ مان فرانسوی موفقیت بزرگی برای دنیای عکاسی بود. کار این دانشمند نابغه که همان سه رنگ اصلی است، در انتظار ماند تا فیلم حساس پانکروماتیک در نتیجۀ تحقیقات هومولکا در سال 1905 به دست آمد.
در سال 1907 دو برادر به نام های اگوست و لوئی لومیر سیستم رنگی از نوع موزائیک را اختراع کردند که فیلم های تهیه شده بر اساس این اختراع به نام لومی کولور نامیده شد. در این زمینه مقدار زیادی محصولات مشابه هم ساخته و وارد بازار گردید که معروفتر از همه دوفی کولور است. دوفی کولور در زمینه سینما سروصدای تحسین برانگیزی را بر انگیخت. البته این سیستم از روش ایجاد رنگ به طریقۀ جمعی سود می برد.
روشی هم به نام موزائیک رنگی شهرت داشت، بین سالهای 1914 تا 1940 فیلم های مختلفی ساخته و مورد استفاده قرار گرفت.
در سال 1906 استفاده از داروهای ظهور رنگی توسط همولکا کشف گردید و به دنبال تحقیقات سیستماتیک او را رودلف فیشر ادامه یافت و در سال 1912 با اختراع ظهور رنگی که عملاً استفاده از کوپلرها برای ایجاد رنگ بود، مبحث جدیدی را در تاریخ عکاسی گشود که این روش سالهای بعد مورد استفاده قرار گرفت.
در سال 1923 کلر دوریان این روش را در سینما به کار برد و موسسه کداک آنرا به نام کداکروم در سال 1928 عرضه کرد و سپس سازندگان دیگر مشابه آن ساختند.
تحقیقات فراوانی که برای تهیۀ عکس رنگی در دستگاه های عکاسی معمولی انجام شده توسط ل.د.مان 1930 و ل.گودوسکی تکمیل گردید و بالاخره در این سال اختراع جدیدی به دنیای عکاسی عرضه گردید که فیلم کداکروم بود. در ساختمان این فیلم سه قشر نازک به سه رنگ اصلی روی هم قرار گرفته است و لازم نبود که هر کدام از طبقات به صورت جداگانه ظاهر شود.
در سال 1963 کارخانه آگفا کالر را وارد بازار کرد. تفاوتی که آگفا با کداکروم داشت این بود که در کداکروم، کوپلر ها در داروی ظهور قرار داشت ولی در آگفا این رنگدانه ها از هنگام ساخت به صورت بی رنگ در هر طبقه رنگی امولسیون وجود داشت.
در پایان جنگ بین الملل دوم که کشور آلمان مغلوب شد، کارخانه آگفا واقع در وولفن به اشغال آمریکا درآمد و اسرار زیادی از این کارخانه طی این چپاول، توسط آمریکائیان افشا گردید و در اختیار جهانیان قرار گرفت. چنانچه تا سال 1955، تعداد زیادی از کارخانه های ایتالیایی و ژاپنی توانستند با بهره برداری از این موقعیت، فیلم های رنگی با جنس خوب و طرز استعمال بسیار راحت بسازند و در اختیار عکاسان حرفه ای و آماتور قرار دهند.
به هر حال این نکته باید در نظر گرفته شود که اختراعات زیادی توسط لابراتوار تحقیقاتی آگفا انجام شده و تنوع این اختراعات باعث تحول بسیاری در عکاسی رنگی شده که از این جمله می توان فیلم نگاتیو- پوزیتیو سینما و کاغذ رنگی با استفاده از نگاتیو رنگی در مدت کمی از 17 دقیقه و... نام برد که هر کدام در زمان خود تحولی در این زمینه به شمار می رود.
در سال 1962 دکتر اودین اچ.لاند، موسس و صاحب کارخانه پولاروید، سیستم پولاروید رنگی را به دنیا عرضه کرد و تا زمان حاصل می توان گفت که سیستم پولاکولور آخرین پدیده ای است که اختراع گردیده و مورد استفاده می باشد. تصور می شد در ایران، قدیمی ترین نمونه های عکس رنگی مربوط به سالهای 1304 تا 1305 هجری شمسی است که با