لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 7 صفحه
قسمتی از متن .doc :
تربیت، اخلاق و تربیت اخلاقی
رابطه تربیت و اخلاق
در هم تنیدگی فرایند تربیت و اخلاق موجب شد که مرز مشخصی در گذشته میان این دو تصویر نشود و فرآیند تربیت با اخلاق همسان پنداشته شوند و اخلاقی بودن به مثابه تربیت یافتگی انگاشته شود چنان که غزالی چنین نگاشت: معنی تربیت این است که مربی، اخلاق بد را از آدمی بازستاند به دور اندازد و اخلاق نیکو جای آن بنهد.
خواجه نصیرالدین طوسی نیز چنین نوشت: تدبیت صناعتی است که از طریق آن مدارج عالیه انسانی فراهم می آید و پست ترین مراتب انسانی به کامل ترین رتبه خود می رسند. از سوی دیگر، جالب است بدانیم بسیاری از صاحب نظران تعلیم و تربیت اسلامی کمتر واژه تربیت را به کار برده اند و به جای آن از واژگان تعلیم، تعلم، تهذیب، تزکیه، تخلق به اخلاق، تأدیب، ریاضیات، تدبیر، سیاست و... بهره برده اند و این بدان جهت است که واژگان تربیت به معنای آموزش و پرورش متربی و به معنای برانگیختن و فراهم آوردن موجبات شکوفایی و رشد تمامی توانایی ها و شئون وجودی آدمی، در گذشته اصلا مصطلح نبوده و یا اخلاق و تربیت را غیرقابل تحقق می دانستند و یا این که باور داشتند تربیت بدون پرتوافکنی اخلاق امری ناصواب و بی سرانجام است.
براین اساس می توان گفت تربیت فرایندی است که با آموزه ها و یافته ها و با علوم بسیاری از آن جمله: زیست شناسی، روانشناسی، روانشناسی تربیتی، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی، جامعه شناسی تربیتی، دین و فلسفه، اخلاق و... سروکار دارد و مبانی علمی، فلسفی و دینی خود را اذ این یافته ها و آموزه ها به دست می آورد و ملاحظات اخلاقی یکی از مبانی تربیت به شمار می آید که با توجه به آنها تربیت شکل می پذیرد بدین ترتیب می توان جایگاه فرآیند تربیت را در ارتباط با فرایند اخلاق به دست آورد و تفاوت این دو را واکاوید.
تربیت اخلاقی
پس از نگاه تحلیلی به مفهوم و معنای تربیت و اخلاق و بیان سخن اهل نظر در این زمینه، اینک این سئوال ها پیش روی ماست؛ تربیت اخلاقی چیست؟ تربیت اخلاقی با فرایند تربیت و اخلاق چه تفاوتی دارد؟ آیا تربیت اخلاقی به حوزه تربیت مربوط است و یا در حیطه اخلاق جای دارد؟ تربیت اخلاقی چه مقصودی را دنبال می کند؟ پیش از آن که به این سئوالات پاسخ دهیم ذکر این نکته لازم است که تربیت اخلاقی در جهان معاصر بسیار مهم دانسته شده تا جایی که پاره ای از دانشوران تعلیم و تربیت در مغرب زمین قرن بیستم را قرن تربیت اخلاقی نامیده اند. در جوامع دینی و مذهبی نیز تربیت اخلاقی عامل تأثیرگذار در سعادت فردی و اجتماعی دانسته شده و هر چند این عنوان مرکب در آثار اندیشمندان مسلمان نیست اما مباحث بسیاری به این فرایند اختصاص داده شده است نظیر تغییرپذیری اخلاق، تأثیرگذاری تربیت بر اخلاق، شیوه درمان بیماری های اخلاقی، کیفیت تخلق به اخلاق حسنه روش تغییر اخلاق و... این عناوین در آثار فارابی، ابن سینا، ابن مسکویه، غزالی، فیض کاشانی و... موجود است. و ما در اینجا فقط به یک عبارت از ابن مسکویه اکتفا می کنیم: انسان در پرتو تربیت اخلاقی از رذایل و صفات نکوهیده می رهد و به فضایل و خصلت های ستوده آراسته می گردد. فضایل با تکرار اعمال شایسته به تدریج در نفس رسوخ یافته، ملکه نفسانی می گردد از این پس افعال نیکو از فرد سر می زند و او از انحطاط و پستی رهایی یافته رو به سوی تعالی می نهد. بنابراین آثار دانشوران و عالمان مسلمان در اخلاق آمیخته به تربیت اخلاقی است.
اخلاق و تربیت اسلامی
تعادل در قوای نفسانی خویشتن
علم اخلاق، فنی است که درابره ملکات انسانی بحث می کند و انسان را از آثار رذائل و عادات زشت شیطانی آگاه کرده و برای رسیدن به هدف عالی که داشتن ملکه فضائل اخلاقی است، رهنمون می کند. خواجه نضیرالدین طوسی اخلاق را اینچنین تعریف می کند: «خلق، ملکه ای بود که نفس را مقتضی سهولت صدور فعلی بود از او بی احتیاج تفکری و رویتی.»
اصطلاح رایج و تعریف شایع اخلاق همین بود که بیان شد؛ ولی دو تعریف دیگر هم برای اخلاق ذکر کرده اند که در هر دوی آنها، عنوان اخلاق بر خود عمل و رفتار انسان اطلاق شده است نه بر ملکات نفسانی او: الف. هر کاری که متصف به حسن و قبح بوده و صاحب آن مستحق مدح و ذم باشد آن کار را اخلاق می گویند.
ب. به هر عمل خیر و خوب اخلاق اطلاق کرده و هر عمل زشت و شر را خلاف اخلاق گویند.
آیا انسان از نظد اخلاق تغییرپذیر است؟ در کتب علم اخلاق یان بحث مرح است که آیا انسان از نظر اخلاق عوض می شود یا نه؟ گروهی با دلایل متعدد به مخالفت برخاسته و معتقدند انسان از نظر آداب و اخلاق عوض نمی شود و گروهی دیگر با دلایل دیگر به جنگ مخالفان برخاسته و ثابت می کننر انسان از نظر اخلاق عوض می شود.
مخالفان و موافقان گروهی با استناد به حدیث معتقدند اخلاق انسان قابل تغییر نیست. حدیث اول از رسول اکرم که می فرماید: «الانسان معادن کمعادن الذهب و الفضه» (انسان مثل معدن های طلا و نقره است). به همان نحوی که معدن طلا و نقره عوض شدنی نیست، انسان هم چنین است. این گروه می گویند تحصیل و کسب اخلاق برای کسانی که فاقد آن اخلاق باشد محال است، زیرا خلق روحی مانند خلق صوری است و همچنان که خلقت جسمانی را نمی توان تغییر داد و کسی قدرت آن را ندارد که کوتاهی خود را به بلندی و زشتی خود را به زیبایی و سایهی رنگ خود را به سفیدی تبدیل کند و همچنین کسی قادر نیست که اخلاق زشت خویش را مانند بخل، حسد، کبر و غیره را از خود دور کند و صفات نیکی از قبیل سخاوت، شجاعت، صدق و صفا را جای آنها بنشاند.
نظریه ارسطو
ارسو حکیم یونانی که 380 سال قبل از میلاد مسیح می زیسته و از شاگردان افلاطون بود، می گوید: ممکن است، اشرار به وسیله تأدیب از خوبان گردند، ولی این مطلب کلیت ندارد، زیرا در بعضی ها کاملا اثر می گذارد و در بعضی ها اصلا اثر ندارد.
تهذیب نفس یا جهاد اکبر
در اهمیت تهذیب نفس از رذایل اخلاقی همین بس که آن را جهاد اکبر نامیده اند. حدیث معروفی که پیامبر اکرم به مجاهدین اصحابش پس از مراجعت از یکی از جنگها فرمود: «مرحبا یقوم قضوا الجهاد الصغر و بقی علیهم الجهاد الاکبد، فقیل: یا رسول الله ما الجهاد الکبر؟ قال: جهاد النفس.» (آفرین بر جمعیتی که جهاد کوچک را انجام دادند و جهاد اکبر بر آنها باقی مانده است.
تعلیم و تربیت اسلامی
اگرچه در زمینه تعلیم و تربیت اسلامی به طور عام و درباره فلسفه یا مبانی نظری تعلیم و تربیت اسلامی به طور خاص آثار متنوع و متعددی به نگارش درآمده است؛ نسبت به تبیین ماهیت تعلیم و تربیت اسلامی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .docx ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 4 صفحه
قسمتی از متن .docx :
مادران شاغل و تربیت فرزندان
/
خانواده هسته نخستین جامعه و از عوامل اصلی انتقال فرهنگ، اندیشه، اخلاق و سنت ها و عواطف از نسلی به نسل دیگر است.در میان اعضای خانواده بیشترین سهم تاثیرگذاری بر فرزند از آن مادران است و بارزترین و والاترین نقشی که در کلام قرآن برای زنان ترسیم شده و مورد ستایش قرار گرفته، نقش مادری و عهده داری تربیت فرزندان است.
مادر، سازنده اجتماع
دامن مادر، پرورشگاه مردان بزرگ و پیامبران الهی و نیز حکیمان و عالمان سراسر تاریخ است. اگر فرزندی به کمال نهایی خود برسد، این بزرگی را از مادر به دست آورده و زحمات تربیتی و پرورشی مادر، او را به این نیک بختی رسانده است. ایثار و فداکاری مادر در تربیت فرزند بیش از پدر است. از این رو، دین اسلام احترام به هر دو را لازم و نیکی و خدمت به آنها را واجب می شمارد(۱) ولی در مورد مادر و قدردانی از زحمات فراوان او بیشتر تاکید کرده، نام او را جداگانه مطرح می کند و از زحمات مادر در تداوم سلسله انسانها و تحمل زحمات و مشکلات دوران بارداری و تحمل زحمات پس از آن سخن می گوید: «وَ وَصَیْنَا الانسَانَ بِوالِدَیْهِ اِحْسَانا حَمَلَتْهُ اُمُّهُ کُرْها وَ وَضَعَتْهُ کُرْها و حَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلاثونَ شَهرَا حتّی إذَا بَلَغَ اَشُدَّهُ./.؛ و ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم، مادر با رنج و زحمت بسیار بار کشید و با درد و مشقت وضع حمل نمود و سی ماه تمام مدت حمل و شیرخواری بود تا وقتی که به حد رشد رسید //.»
مادر زمام امور جامعه را در اختیار دارد؛ چرا که هر خلق و خویی در جامعه نشات گرفته از رفتار در خانه است. اهمیت نقش مادر به حدی است که می توان گفت تباهی او، موجب تباهی جامعه و اصلاح او موجب اصلاح جامعه است. پدر و مادر در جنبه اجتماعی و سیاسی فرزندان سهمی مشترک دارند اما در سال های اولیه نقش مادر مؤثرتر از پدر است. مادر نخستین عامل فشار بر کودک است و جنبه های مثبت و منفی را از راه امر و نهی در دل وی پایدار می کند. او می تواند شرف اجتماعی و سیاسی به کودک بدهد و او را مدافع حق و روابط صحیح سازد. نقش مادر در همه زمینه های حیات اجتماعی آشکار و مهم است. کودکی که به دنیا می آید از نظر آگاهی های اجتماعی، ذهنی پاک و عاری دارد و مادر با جاری ساختن نخستین کلمات بر زبان کودک او را با قواعد و اصول زندگی آشنا کرده، آداب و رسوم را به وی آموزش می دهد. از همین روست که مادران را زمامداران و سازندگان جامعه می دانند.
نقش مادر در تربیت
قرآن نهاد خانواده را کانونی برای تربیت و پرورش استعدادهای درونی و رشد توانایی های بالقوه فرزندان دانسته و برای ثمر بخش بودن وظیفه خطیر و مهم پرورش کودک، نقش و کارکرد هر یک از پدر و مادر را تعیین می نماید، آنجا که می فرماید: «و مادران [باید] دو سال کامل فرزندان را شیر دهند [این حکم] برای کسی است که بخواهد فرزند خود را شیر تمام دهد و به عهده صاحب فرزند [پدر] است که خوراک و لباس مادر را به حد متعارف بدهد. هیچ کس را تکلیف جز به اندازه طاقت نکنند. نباید مادر در نگهداری فرزند به زیان و زحمت افتد و نه پدر بیش از متعارف برای کودک متضرر شود و اگر کودک را پدر نبود وارث باید در نگهداری او قیام کند و هر گاه زن و شوهر به رضایت خاطر یکدیگر و مصلحت دید هم جدایی طفل را اختیار کنند هر دو را رواست و اگر خواهند که مادران فرزندان را شیر دهند آن هم روا باشد در صورتی که مادر را حقوقی به متعارف بدهید و از خدا بترسید و بدانید که خدا به کردار شما کاملاآگاه است.» تقسیم وظایف میان پدر و مادر در نگاه قرآن، دلخواهانه و بدون بنیان های معرفتی و انسان شناختی نیست بلکه از متن طبیعت، آفرینش و استعدادهایی که برای هر یک از زن و مرد وجود دارد، برخاسته است. استعدادهای طبیعی همچون توانایی جسمی، سخت کوشی، خشونت و.// مرد را در جایگاه نان آور و نگهبان خانواده قرار و ویژگی ها و صفاتی چون مهر، عطوفت، ظرافت، لطافت طبع، صلح جویی، رقت قلب، شکیبایی و.// وظیفه مادری، تربیتی و پرورشی به زن بخشیده است. در دنیای امروز که دنیای فاصله گرفتن مادران از فرزندان و پرداختن به کار بیرون از منزل است، این حقیقت ثابت شده که هیچ پرورشگاهی نمی تواند گرمای احساس، آرامش، نیرو بخشی و سایر کارکردهای روانی و عاطفی آغوش مادر را جبران کند. سفارش قرآن به نیکی و احسان به والدین و بخصوص مادر که پس از ایمان به خدا و یکتا پرستی، سنگ بنای اندیشه اسلامی را تشکیل می دهد، به خاطر زحمت ها و رنج ها و بیداری هایی است که برای پرورش، تربیت و سلامت فرزند خود در هنگام بارداری و شیردهی متحمل شده است. بدین سان قرآن منزلت مادری را ارج بیشتری نهاده است و حقوق بیشتر او را گوشزد می کند. نقش مادر در تربیت را نمی توان محدود به زمانی کرد که کودک می تواند خوب و بد را تشخیص بدهد، بلکه از دوران جنینی نیز مادر نقش بسزایی در امر تربیت دارد؛ چرا که کودک ماه ها در رحم مادر با جسم و روح او ارتباط تنگاتنگ دارد و در تمام امور به مادر وابسته است. همچنین کودکی که در کنار مادر پرورش می یابد در آینده از ثبات شخصیت سالمی برخوردار شده و دچار ناسازگاری های اخلاقی نمی شود، نسبت به اطرافیان دارای حس اعتماد بوده و شکست ها را در زندگی بهتر تحمل نموده و استعدادهای خود را بخوبی نمایان می سازد. چنین کودکی در دوران حساس نوجوانی نیز می تواند با مادر رابطه دوستانه و خوبی برقرار کرده و از افتادن در مسیر جرم و بزهکاری در امان بماند؛ چرا که مادر با مهربانی و محبت به نیازهای عاطفی او پاسخ داده و زمینه ساز به وجود آمدن اعتماد به نفس و استقلال در فرزند می شود. در حقیقت مادر سرمشق و الگوی فرزند و شکل دهنده روح و شخصیت اوست. از نظر اسلام و فرهنگ قرآن کسانی که دارای نقش تربیتی هستند، دارای مقامی والاو ارزشمند هستند، هم چنان که از جمله صفات و رسالت های پیامبران الهی مربیگری و آموزگاری است. مادران شاغل و وظایف آنها شادابی و نشاط هر جامعه و تربیت نسل جدید در گرو توجه به این است که بشر از دو جنس مخالف زن و مرد، با ساختمان وجودی و روحیات متفاوت و گوناگون تشکیل شده که اگر هر یک از آنان متناسب با شرایط جسمی و روحی خود عهده دار انجام مسئولیتی گردند و در این صورت پیوند خانواده مستحکم می گردد، در پرتو آن به جامعه روح نشاط و شادابی دمیده می شود و فرزندانی باشخصیت، با ایمان، نوع دوست، راستگو و درستکار به جامعه تحویل می گردد؛ اما اگر هر یک از زن و مرد وظیفه ای را که نظام آفرینش بر اساس شرایط جسمی و روحی به عهده انان گذاشته شده، به خوبی انجام ندهند و به کار دیگری مشغول شوند، بنیان خانواده متزلزل می شود و در نتیجه جامعه گرفتار اختلاف فرهنگی و تربیتی خواهد شد. میزان تاثیر اشتغال مادران در خارج از منزل بر فرزندان رابطه نزدیکی با ویژگی ها، نگرش های اجتماعی، شرایط موجود در خانه و اجتماع، جنس و سن کودک و نیز علت اشتغال مادر دارد. اشتغال تمام وقت مادران، به طور قطع تاثیرات نامطلوبی در رشد کودک به ویژه رشد عاطفی او بر جای می گذارد. خانه داری مادران نیز هنگامی می تواند روش تضمین شده ای برای تربیت سالم و شایسته کودک به حساب آید که مادران در محیط خانه رابطه خویش با کودک را حفظ کنند و نسبت به امور تربیتی کودک اهتمام ورزند. از آنجا که قداست و استواری خانواده در جامعه اسلامی بسیار با ارزش و مهم می باشد و باید از آن پاسداری شود، اشتغال مادران در خارج از خانه نیز باید در راستای تحقق این اصل قرار گیرد نه این که سبب تزلزل خانواده شود.