لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
بحث یادگیری یکی از مباحثی است که از دیرباز تا کنون مورد توجه دانشمندان و پیشروان تعلیم و تربیت بوده است . موضوع تعلیم و تربیت آن است که هم آزادی و هم فطرت و هم ساخت ( تربیت ) باید جای مرتبطی داشته باشند . معلم ساخت و سازماندهی را در مواردی که درکلاس عرضه می شود به وجود می آورد ولی کودکان را در فرصتهایی که در کاوش و تکمیل این موارد دارند آزاد می گذارد. به طور کلی ساخت و آزادی در کلاس درس نسبت به یکدیگر به طور دائم در حال تناوب قرار دارد ، به طوری که هیچ یک از این دو بر قلمرو تربیتی مسلط نمی شوند .
بنابراین مطابق نظریه پیاژه آزادی وساخت ، رشد و تجربه همواره در یک برنامه آموزشی موثرند . باید در نظر داشته باشیم کسی که خود را رهبر مردم قرار می دهد باید پیش از آنکه به تعلم دیگران بپردازد خود را بسازد . و این جمله امام علی ( ع ) را که در نهج البلاغه ( حکمت 73 ) آمده را الگوی خود قرار دهند . « به گفتار تربیت کنید و با کردار تعلیم دهید زیرا آن کس که خود را تعلیم دهد و ادب کند سزاوارتر به تعظیم است از آنکه دیگری را تعلیم دهد و ادب بیاموزد » .
ایجاد لحظات شاد در آموزش هنگامی میسر است که دانش آموزان در فرآیند یادگیری به صورت یک پذیرنده صرف نباشند اگر آنها در جریان آموزش فعالیت و تحرکی نداشته باشند فضای کلاس خسته کننده می شود و معلم نیز بازده مناسبی نخواهد داشت . بنابراین بهتر است مربیان نوآموزان را در جریان یادگیری دخالت دهند و از آنها در هر یک از مراحل آموزش استفاده کنند .
چکیده پژوهش
رشد کودکان از روزی که به دنیا می آیند تا زمانی که به درجه کمال می رسند از مراحل متوالی و به هم پیوسته ای می گذرد که می توان آنها را فصول مشخص تاریخ واحدی دانست . این رشد گرچه ظاهرا ترقی دائم و یکنواختی است اما در واقع کند و تند می شود و دوره هایی گاه پرجوش و خروش و گاه آرام تر دارد . این دوره ها و مراحل عبارتند از :
1- مرحله اول که از طفولیت شروع و تا 18 ماهگی ادامه دارد . ویژگی های این دوره شامل : الف – محیط مساعد ب – تنظیم اعمال کودک ج- محبت و مصاحبت د- راه رفتن و غذا خوردن است .
2- مرحله دوم (کودکی اول ) : که سالهای سوم و چهارم زندگی را در بر می گیرد در این دوره کودک به تدریج نگرنده ماهری شده همچنان در راه شناخت محیط پیش می رود . حواس خود را به کار می برد ، در محیطی وسیع به توسعه تجارب دست اول خود می پردازد و به تدریج با رشد نیروهای تازه بر کیفیت و کمیت تجاربش افزوده می شود .
3- مرحله سوم ( کودکی دوم ) که سالهای پنجم وششم زندگی را در بر می گیرد . مهمترین صفات روانی کودک در این دوره عبارت است از : االف – تشخص طلبی ب – جهان بینی ج- بازی و کار . کودک در این مرحله بزرگتر و از لحاظ فرصتهای تجربی مورد نیاز و مورد درخواست پرتوقع تراز آن است که بتوان او را در خانه در چارچوب روابط خانگی محدود ساخت .
4- مرحله چهارم ( کودکی سوم ) که سنین 7 تا 12 سالگی رادر برمی گیرد . خصایص روانی این دوره عبارتند از : الف – پیدایش مفهوم جزئی ب- علاقه به کار ج- دوره کمون د- سن دانایی هـ - ظهور استعدادها و – میل به زندگانی اجتماعی ز- میل به فعالیت می باشد . در این مرحله مدرسه رفتن برای کودک ضرورت دارد . این دوره را که آن را کودکی بزرگ نیز می نامند و بر حسب جنس کودک ( دختر یا پسر ) از شش تا سیزده یا چهارده سالگی ادامه دارد .
5- مرحله پنجم ( نوجوانی ) که از 12 سالگی تا 16 سالگی ادامه دارد این دوره که معمولا در دختران در حدود 11 سالگی – یکی دو سال زودتراز پسران- آغاز می شود و سه چهار سال یا بیشتر طول می کشد . از مراحل دشوار رشد و سازگاری اجتماعی آدمی است .
6- مرحله ششم ( جوانی ) : که از هفت تا 20 سالگی را شامل می شود . دوره جوانی دوره ی مثبت ابراز شخصیت است . این دوره پربارترین دوره زندگی است . جوان که اینک همه امکانات ذهنی اش تحقق یافته است با استفاده از تخیل پربارش تصاویری بدیع از زندگی رسم می کند و چون هنوز با واقعیت ها درگیر نشده و به محدودیت امکانات خویش پی نبرده است با ساده دلی تمام ، از خوش بینی لبریز و زودباوری سرشار است و نامزد مناسبی برای زندگی می باشد .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 60 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
تعلیم و تربیت
پس خدای بزرگ تاریکی های جاهلیت را به وسیله ی حضرت محمد (ص) روشن ساخت و مشکلات و تیرگی کفر را از قلب ها زدود و پرده ها از جلوی دیدگان برداشت . پیامبر (ص) برای هدایت در میان مردم به پا خاست و آنان را از گمراهی نجات داد و از کوری و کور دلی رهانید و به سوی دین استوار الهی رهنمون شد و همه را به راه راست فراخواند . حضرت فاطمه (س)
تربیت در جنبه فردی عملی برای سازندگی انسان وسیله ای جهت هدایت و رشد اوست . از طریق تربیت می توان آدمی را به بلند ترین نقطه جمال و کمال رساند و از افراد بشری که با زمینه های گوناگون و خام بدنیا می آیند ،انسانهایی ساخت متفکر ،مدبر ،خلاق و مولد موجد تحول و تغییر در سطح بین الملل.
تربیت در جنبه جمعی نیز تربیت عاملی برای همسازی و تفاهم داشتن حیات اجتماعی توام با صلح و سعادت زندگی در سایه حفظ و رعایت قوانین است ،امری که وجودش برای ادامه ی حیات همه جوامع ضروری است.
ارزش و قیمت یک جامعه معادن و ثروت های روی زمینی و یا زیر زمینی آن نخواهد بود، بلکه قیمت آن منوط به مغزهای پرورش یافته و انسان های ساخته شده ای است که در آنجا زندگی می کنند و به کار و تلاش می پردازند .
فقدان تربیت صحیح همه گاه برای بشریت یک فاجعه بوده است .جنگ جهانی اول و دوم نشان داد که چگونه انسانها بدون رعایت حقوق یکدیگر که ناشی از تربیت قلطشان بود به جان هم افتاده اند و خون یکدیگر را بر زمین جاری ساختند .
آری : مردمی که خون ریزی می کردند به ظاهر وحشی و بی سواد نبودند بلکه بر اساس نظاماتی به ظاهر متمد تانه تربیت یافته بودند ولی در آن نظام از تعالیم آسمانی و الهی خبری نبود، جسم و تن و غرایز را مورد توجه قرار می دادند بدون آنکه برای آن ضوابطی از درون انسان معین نمایند و امروز تداوم همان خطر مجدداَ بشریت را تهدید می کند از آن بابت که نظامات نه تنها الهی نشده اند بلکه فاصله آن ها با خدا و تعالیم انبیا روز به روز بیشتر می شود.
چنانکه در تعالیم آسمانی و اسلامی مان در((سوره جمعه)) قرآن مجید دین مطالب را میخوانیم:
مساله بعثت پیامبر (ص) و هدف از این رسالت بزرگ که در ارتباط با عزیز و حکیم و قدوس بودن خداوند است پرداخته چنین می گوید : او کسی است که درمیان درس نخوانده ها رسولی از خودشان بر انگیخت تا آیاتش را بر آنها بخواند . و در پرتو این تلاوت (آنها را از هرگونه شرک و کفر و انحراف و فساد پاکیزه کند و کتاب و حکمت بیاموزد.
پیامبر (ص) از میان مردم همین گروه و همین قشر درس نخوانده برخاسته تا عظمت و رسالت را روشن سازد و دلیلی باشد بر حقانیت او ،چرا که کتابی مثل قرآن با این محتوای عمیق ،عظیم ،و فرهنگی چون فرهنگ اسلام محال است زاییده فکری بشر باشد آن هم بشری که نه خود درس خوانده و نه در محیط علم و ادب پرورش یافته ، این نوری است که از
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن .doc :
چکیده
پناهگاه در مسائل اصولی، منطق و خرد است.
اصولاً پناهگاه بشر در مسائل اصولی و اساسی، عقل و خرد است پیروی از هر مقامی ولو هر اندازه بزرگ باشد اگر توأم با منطق و استدلال نگردد از نظر اسلام بیارزش است. دانشمند بزرگ شیعه مرحوم علامه حلی صریحاً از عموم علمای اسلام نقل مینماید که تقلید و پیروی از قول دیگران در مسائل اصولی که راه درک و فهم آن برای همه باز است، حرام است و هر فردی باید این رشته از مسائل را از طریق دلیل و گواه خود به دست آورد.
اجمع العلماء علی وجوب معرفه الله، و صفاته الثبوتیه، و ما یصح علیه و ما یمتنع عنه، و النبوه و الامامه و المعاد بالدلیل لا بالتقلید.
یعنی دانشمندان اسلام به اتفاق آرا میگویند که هر فرد مسلمانی باید عقیده خود را نسبت به مسایل خداشناسی و صفات او و موضوع نبوت و امامت و معاد، روی دلیل و برهان استوار سازد، هرگز جایز نیست در این مسائل تقلید نماید.
اما این سؤال مطرح میگردد که نقش یک استاد در باورهای دینی یک دانشجو چیست؟ از ابتدا آغاز میکنیم از کودک، از یک نوزاد. میدانیم که هر کودک و نوزادی با استعداد و شایستگیهای خاصی دیده به جهان میگشاید و دست آفرینش او را در مسیر تکامل و خوشبختی قرار میدهد. سعادت و نیکفرجامی از آن کودکی است که پس از شناخت قابلیت و شایستگی ویژه او به پرورش استعداد وی همت گمارده شود. در واقع میتوان گفت که حقیقت تربیت، جز شناخت ویژگیهای کودک و فعلیت بخشیدن به استعداد و شایستگیهای پنهانی او چیز دیگری نیست، به عبارت روشنتر، واقعیت تربیت پس از شناخت شایستگیها، فراهم ساختن زمینه برای تکامل و پیشرفت همهجانبه موجودی است که قابلیت رشد و نمو را دارد، تا هر نوع کمالی که به طور نامرئی در آن هست، به مرحله بروز برسد.
تربیت در لغت به معنای رشد و افزایش است و استاد فردی است که اسباب رشد و افزایش مورد تربیت را فراهم میکند و کاری صورت میدهد که پدیده کمالات بالقوه خود را به حالت فعلیت درآورد به تعبیر دیگر هر کمالی که در پدیده است مربوط به فرد است نه استاد و اگر استاد نسبت داده شود به خاطر این است که او شرایط رشد را فراهم ساخته تا پدیده، چهره واقعی خود را نشان دهد، حال این حقیقت را با مثالی روشن میسازیم. باغبان پدید آورنده کمال در درخت نیست بلکه هموار کننده شرایطی است که خود درخت کمالات خود را نشان دهد؛ زیرا شاخ و برگ و میوههای رنگارنگ در دل نهال، به صورت بالقوه نهفته است، اما در هر شرایطی امکان عرضه کمال نیست، بلکه تا زمین هموار نباشد و ریشهها فعالیت نکند و درخت از انرژی خورشید بهره نگیرد و آب به ریشه نرسد امکان اظهار کمال برای آن نیست پس به طور کلی میتوان گفت یک استاد ممکن است در تحکیم باورهای دینی دانشجویان خود نقش داشته باشد اما هرگز در ایجاد آنان نقش بر عهده ندارد زیرا همانطور که نهال خشکیدهای که فاقد استعداد و لیاقت باشد از حوزه کار باغبان خارج است، و کار باغبان جز فراهم ساختن زمینههای گوناگون برای رشد، نمو درخت چیز دیگری نیست نقش استاد نیز چنین است.
هدف این مقاله ذکر اموری مهم و قابل توجه در امر تعلیم و تربیت است که دانستن آنها برای هر انسانی که پا در این عرصه نهاده و بار چنین مسئولیت سنگین را به دوش گرفته، ضروری است اموری که توجه به آنها بدون تردید نقش بسیار مهمی در موفقیت استاد داشته، او را به سرمنزل مقصود رهنمون خواهد گشت. سخن لزوم شناخت عوامل خطیری است که اگر استاد بر آنها واقف نباشد به مثابه شخصی میماند که بدون داشتن ابزار و آلات نبرد و یا بدون آگاهی استفاده صحیح از آنها به رزم دشمنی زورمند و حیلهگر شتافته و او را به نبرد با خویش فرا خوانده است.
برخی از عوامل و موانع مؤثر بر فرآیند تأثیرگذاری
1. استمرار و مداومت
یکی از نکات قابل توجه در فرایند تأثیرگذاری توجه به نقش والای «استمرار و مداومت» است. چنانکه میدانید: نفوس انسانها دارای تأثیرات و اختلافات گاه فراوانی [نسبت به یکدیگر] بوده و از این رو مخاطبین و فراگیران نیز از استعدادها و شرایط متفاوتی نسبت به هم برخوردار میباشند. آنها در مثال مانند دوندگانی میباشند که برخی از آنها در انتهای خط مسابقه، برخی دیگر در میانه راه و برخی دیگر در ابتدای راه آنند.
تفاوتهای وجودی آنها از حیث تأثیرپذیری نیز گاه مانند موادی نظیر آب و پنیر و سنگ است بدین معنی که چنانکه آب با کمترین عاملی منفعل میشود و پنیر اندکی سختتر و سنگ بسیار دیر و سخت منفعل و متأثر میگردد؛ انسانها نیز این گونهاند. بنابراین یک استاد آگاه توجه دارد که در خصوص برخی از «آموزهها» و نیز «برخی از متعلمین» بهرهگیری از «تذکر مستمر» و البته کارشناسانه و اصولی؛ به مثابه چکیدن قطرات آب بر روی سنگ سخت است که بالأخره تأثیر خود را خواهد گذاشت.
2. تنوع روش و محتوا
«تذکر و تکرار» لزوماً باید به جا، اصولی و با بهرهگیری از انواع آموزههای متنوع و روشهای گوناگون صورت پذیرد وگرنه «تکرار تنها» و صرف، نهتنها مفید واقع نمیشود، بلکه اثر عکس نیز داشته و موجب ملال و خستگی، دلزدگی و واپسگرایی مخاطبین نیز میگردد. برای مثال استادی که در خصوص اهمیت «حجاب» تنها به ذکر این جمله که «حجاب مصونیت است نه محدودیت» بسنده نماید و اصلاً از مثالهای زیبا و متنوع بهرهبرداری نکند، بیتردید سخنان او تأثیراتی مطلوب نخواهد داشت.
در امر تربیت، گاه »سخن نو بدیع» از قدرت اعجازی شگرف در تأثیرگذاری برخوردار میباشد. چنانکه پیش از این ذکر شد از آنجا که نفوس انسانها متفاوت از یکدیگرند، غذای روح آنها نیز لزوماً باید متنوع و به دور از یکنواختی باشد. چنانکه در خصوص غذای جسم، طبع و ذائقه انسانها با یکدیگر متفاوت است و هر کدام غذایی را میپسندد که شاید دیگری حتی از آن خوشش نیاید؛ سخنان و معارف ارائه شده نیز از آنجا که غذای روح انسان را تشکیل میدهد، باید به گونهای باشد که انواع ذائقهها را تحت پوشش قرار داده و ارضا نماید.
طرح مباحث به شکل استدلالی
یکی دیگر از عوامل مؤثر بر تأثیرگذاری و تأثیرپذیری، بیان مباحث به شکلی کاملاً منطقی، استدلالی ودور از خرافات است. پرداختن به اموری غیر قابل اثبات و غیر مستند و گاه خرافی، میتواند خسارتهای جبرانناپذیری را در پی داشته باشد. باید توجه داشت که: «انسانها فطرتاً حقیقتجو و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 8 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
هدایت و تعلیم و تربیت :
مفهوم هدایت در تعلیم و تربیت از ارزشی ویژه برخودار است . بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت ، هدایت و تعلیم و تربیت را در مفهوم مترادف تلقی می کنند . به عبارت دیگر تعلیم و تربیت را همان هدایت فرد یا جامعه تلقی می کنند . هدایت با دستور دادن یا امر کردن فرق دارد هدایت با توصیه کردن فرق دارد . در جریات توصیه فردی که توصیه می کند بدون اینکه فرد دیگر را مجبور سازد از او میخواهد که کاری را طبق توصیه او بمعرض اجرا در آورد .
مفهوم هدایت کردن با مفهوم تلقین هم تفاوت دارد . در جریان تلقین فرد تلقین کنندة خواهد نظر خود را بع دیگری تحمیل کند و فرصت تعقل و بررسی را از او سلب می کند ، گاهی موضوع هدایت شناختن چیزی است . در این مورد فرد هدایت کننده کوشش می کند تا ضمن توجه دادن فرد به تجربیات خود جنبه های مختلف موضوع را روشن سازد تا فرد شخصاً درباره شناسائی موضوع اقدام کند .
هدایت فرد :
یکی از مفاهیم اساسی تعلیم و تربیت ، هدایت فرد است . معمولاً روانشناسان چهار جنبه اساسی برای شخصیت آدمی مطرح می سازند .
1- جنبه عقلانی 2- جنبه اجتماعی 3- جنبه عاطفی 4-جنبه بدنی
اگر رفتار فرد را تحلیل کنیم می توانیم جنبه های ایمانی یا اقتصادی ، عقلانی ، اجتماعی و عاطفی را از هم متمایز می سازیم . جنبه بدنی محسوسترین جزء شخصیت آدمی است و از طریق مغز و سلسله با جنبه های دیگر ارتباط پیدا می کند .
کنجکاوی در زمینه حقیقت جهان ، تدریس یک نوع جهان بینی ، کمالجوئی ، آرمانخواهی ، تهیه یک نقطه نظر اقتصادی ، تشکیل یک نظام اخلاقی هم انعکاسی از بعد ایمانی یا اعتقادی انسان است .
انگیزه مطالعه جهان و تهیه یک جهان بینی ، گزینش آرمانهای اساسی ، تلاش برای کشف معنای زندگی ، سعی در تدوین یک فلسفه یا نقطه نظر اعتقادی برای خود ، کوشش برای گذشتن از مسائل شخصی و ایجاد مناسبات اساسی با دیگران و همچنین تحکیم نظام اخلاقی در شخصیت خود هم واقعیتهائی غیر قابل انکار است .
بعضی از روانشناسان تصور می کنند بررسی بعد ایمانی کار رهبران دینی یا متکلمان است . آنها از این نکته غفلت دارند که وظیفه روانشناسان توضیح هر چه بیشتر رفتار آدمی است . ادراک و شناسائی ، مقایسه امور و اشیاء ، ----اشیاء از یکدیگر ، ارزیابی و بررسی امور مختلف ، پیش بینی و تحیل ، همه فرد جنبه عقلانی شخصیت قرار می گیرند .
شادی و اندوه ،ترس و خشم ، محبت و نفرت ، کینه و علاقه و اموری از این قبیل جزء جنبه عاطفی شخصیت آدمی قرار دارند .
اسلام و هدایت فرد :
اسلام همه ابعاد شخصیت انسان را هدایت می کند . در تربیت اسلامی بعد ایمانی همراه با ابعاد دیگر شخصیت پرورش می یابد . به سخن دیگر ،‚اسلام ضمن تقویت ایمان افراد ،در پرورش جبیه های عقلانی ، عاطفی ، اجتماعی و بدنی نیز دستور العملهای سودمند را به مسلمانان ابلاغ نموده است .
بعد ایمانی :
بعد معنوی با ایمانی انسان در قرآن بصورتهای مختلف مطرح شده است . انسان بعنوان جانشین خدا در زمین در آیه زیر معرفی شده است .
و اذ قال ربک للملئکه انی جاعل فی الارض خلیفه ( بقره 30 ) .
بیاد آر آنگاه که پرودگارت به فرشتگان فرمود من در زمین خلیفه خواهم گماشت .
لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم ( للتین آیه 4 )
انسان را در مقام احسن تقویم ( نیکوترین مراتب صورت وجود ) بیافریدیم .
در آیه زیر چگونگی آفرینش انسان از نطفه و سپس برخوردار ساختن از چشم و گوش یا عقل و هوش بیان شده است .
انا خلقنا الانسان من نطفه ---- فجعلنا سمیعاً بصیراً ( انسان )
ما اور را از آب نطفه مختلط ( ---- ) خلق کردیم و او را دارای چشم و گوش ( مشاعر و مقل و هوش ) گردانیدیم .
جنبه عقلانی :
انسان بعنوان موجودی که می تواند از رفتار خود آگاه باشد و از نیروی تفکر نیز برخوردار است در حد وسیع تحت نفوذ جنبه عقلانی شخصیت خود قرار دارد . به سخن دیگر ، جنبه های اجتماعی و عاطفی نیز در حد وسیع تحت نفوذ عقلانی قرار دارد .
در میان صفات مؤمن علم همسر مؤمن تلقی می شود و حلم و زیرا و عقل راهنمای اوست . در این عبارت جنبه های اجتماعی و عاطفی نیز مورد تاکید قرار گرفته اند .
من کان عاقلا کان له دین .
کسی که خردمند است دین دار است .
ماهیت عقل :
درباره عقل زیاد باعث شده است . حضرت صادق می فرماید عقل چیزی است که بوسیله آن میتوان خیر را از شر تمییز داد .
پیامبر می فرماید : عقل راهنمای مؤمن است . این حقیقت را مدلل می دارد که انسان در زندگی باید از عقل کمک بگیرد کمک گرفتن از عقل به معنای عاقلانه عمل کردن است .
مراحل فعالیت عقلانی
1-تشخیص موقعیت
انسان در هر وضعی که قرار گیرد برای اینکه بتواند آنچه را که با آن روبرو شود درک کند . یا آنچه را که بصورت مسئله در برابر قرار گرفته و وضع عادی او را مختل نموده است مشخص سازد باید به تحلیل آن وضع بپردازد . تحلیل موقعیت یا شرایطی که فرد تحت آن قراردارد فرد را به طور صریح با موضوع مورد شناسایی با مسئله روبرو می سازد . تحلیل موقعیت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
عوامل موثر در تربیت دینی فرزندان
مقدمه :
بشردرطول تاریخ به وجود صانعی برای جهان اعتقاد داشته و این عقیده از عقاید کهن و راسخ او بوده وهیچگاه در صحت و استواری ان به خود شک راه نداده است .او می داند نظام آفرینش اثر پروردگاری بزرگ وآفریننده ای تواناست ، زیبایی طبیعت و رنگ آمیزی حیرت انگیز ونقش ونگار ظاهر جهان ، هستی بخشیده و هرجزئی از اجزاء آنرا روی نقشه واندازه گیری خاصی آفریده است .و نیز در طول تاریخ مردانی پاک و دور از هر نوع آلودگی را می شناسیم که خود را سفیران و پیامبران الهی معرفی نموده اند، و درانجام رسالت خود از هر نوع فداکاری وجانبازی دریغ نکرده اند ، تا آنجا که گروهی از آنان جان وزندگی خویش را در راه ارشاد وهدایت مردم از دست داده اند .اما بوده اند کسانی که در این راه دچار تردید و اضطراب و نگرانی می شوند که به حکم عقل لازم است خود را از نگرانی نجات دهد .
ادیان ومذاهب با پاداشها و کیفرهای خود، درپرورش روحیات عالی انسانی و از بین بردن نگرانیها نقش موثری را می تواند داشته باشد زیرا دین با برنامه های خود جامعه انسانی را به رشد ونمو صفات پسندیده سوق می دهد ، و با نوید پاداشها وتعیین کیفرهای قطعی ، مردم را به کارهای نیک واداشته وا از کارهای بد بر حذر می دارد . زیرا دین با مقررات اخلاقی وتعالیم حیات بخش خودحرص وآز وجاه طلبی وثروت اندوزی انسان را که یکی از عوامل اضطراب روحی است به نحوصحیحی تعدیل می کند و او رابه عزت نفس و مناعت طبع و نیکو کاری و پرهیز کاری دعوت می کند .
انسان در سایه اعتقاد به خدای حکیم و مهربان خدائی که به مصالح و مفاسد بندگان خود ازخودآنها آشناتر است می تواند از اثرات نامطلوب مصائب و شواهدوبلاها و رویدادهای بد جلوگیری کند، زیرا کسی که به خدا ایمان داردمی داند که آنچه بر او می گذرد تقدیر خدای حکیم ومهربان ودانا وتواناست و همه کارهای او بر اساس مصلحت دشوار است .قرآن با صراحت می گوید :الا به ذکر الله تطمئن القلوب ( سوره رعدآیه 28 )اگاه باشید که با یادخدا قلبها ودلها آرام می گیرد یاد خدا مایه آرامش روح است .به همین لحاظ هیچ فرهنگ وتمدنی را نزد هیچ قومی نمی توان یافت مگر آنکه در آن فرهنگ وتمدن مشکلی از مذهب وجود داشته است .ریشه های مذهب تااعماق تاریکی از تاریخ ثبت نشده کوشیده است .
حس دین هم اکنون در میان ملل متمدن جهان یک حس طبیعی است که در هر گوشه ای از جهان برای خود تجلیاتی داردواگر با هواپیما از فراز قاره های مختلف جهان عبور کنیم آثار و جلوه های این حس را هم درمیان غنی ترین وصنعتی ترین کشورها ی جهان وهم درمیان فقیر ترین وعقب مانده ترین ملل عالم با دیدگان خود مشاهده می نمائیم .(استادی 1360 23)
این خداجوئی وتوجه به خدا نتیجه سرشت و فطرت انسان ودر مرحله بعد محصول پرورش فرداست حس خدا جوئی بسان سائراحساسات درونی انسان بدون تعلیم و رهبری کسی دردرون انسان پیدا می شود بدون نیاز به تعلیم ویادگرفتن درانسان وجود داردولی درشرایط خاصی بیدار می شود و بایدمراقبتهای صحیحی از این حس به عمل آید .مثلا حس مذهبی و حس خداجویی اگر به وسیله پیامبران آسمانی ودانشمندان الهی و فلاسفه بزرگ جهان ، درست رهبری نشودسرانه بت پرستی و گرایش به پرستش مخلوق در می آوردو به طوریکه انسان مخلوق رابه خالق ومعبودمی گذارد.
درواقع احساسی طبیعی وفطری نیازی به تعلیم وآموزش ندارد ولی در عین حال بهره برداری صحیح و دور از انحرافات و کج رویها بدون مراقبت مربیان آگاه صورت نمی گیرد واین آموزش در وهله اول توسط خانواده و در مراحل بعدی توسط مدرسه واجتماع صورت می گیرد که دراین راستا یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذار رسانه ها می باشد.
واژگان کلیدی:
دین, مذهب , خانواده, رسانه ها ,مدرسه ,جامعه
الف دین پذیری درچارچوب خانواده :
نوزاد آدمی در بدو تولد ناقص ومحتاج توجه و مواظبت از طرف دیگران است .خانواده با محیط گرم وصمیمانه ای که دارد به نوزاد آدمی اجازه رشد و پرورش می دهد.در این پرورش معمولاً خانواده شیوه زندگی اجتماعی و رفتار وکردار معینی را به کودک می آموزد.
کودک درخانه الگوهای کرداری و رفتاری را می آموزد که برای ادامه حیات او و درمحیط ضروری هستند کودک می آموزد که چگونه به صورت اجتماعی زندگی کند.. کودکان مشاهده می کنند که پدران و مادران انها چطور با هم رفتار می کنند و آنها هم به تدریج نمونه های اخلاقی و رفتاری خود را از طریق بازی و تقلید وتکرار یاد می گیرند.بنابراین کودک می آموزد تا که چگونه با کنش ها وکوششهای زندگی با دیگران