واضی فایل

دانلود کتاب، جزوه، تحقیق | مرجع دانشجویی

واضی فایل

دانلود کتاب، جزوه، تحقیق | مرجع دانشجویی

تحقیق در مورد مفهوم تربیت بدنی و ورزش 10 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 10 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

مفهوم تربیت بدنی و ورزش

تعریف تربیت بدنی

لغت تربیت بدنی لغتی است مرکب از دو کلمه تریت و بدنی که کلمه دوم آن منسوب به بدن می باشد کلمه تربیت در زبان فارسی به معنی پروردن ، پروراندن و اسم مصدر پرورش می باشد لغتی است عربی و انشعابی است از مصدر ربوب به معنی پرورش دادن و یا کلمه رب به معنی پرورش دهنده که اسم فاعل اآن مربی ( پرورش دهنده ) و اسم مفعول آن مربی به معنی پرورش یافته و پرورش شده می باشد. ولی بطور کلی تربیت بدنی به معنی پرورش بدن به وسیله ورزش آمده است.

از تربیت بدنی تعریف به ظاهر متفاوتی شده که در معنی یکی است مثلا تربیت بدنی را بخشی از علم تعلیم و تربیت می دانند که هدف آن پرورش تن و روان است یا تربیت بدنی از تعلیمات عمومی جامعه است که هدف آن رشد روانی جسمانی و ایجاد روح همکاری و تعادل و تلاش برای نیل به هدف پرورش در افراد جامعه است و یا تربیت بدنی پرورش بدن و تفکر است با انواع ورزشها.

  تعریف ورزش:

لغت ورزش در زبان فارسی همانطوریکه از علامت مصدر آن (ش) مشخص می شود اسم مصدری است ار فعل ورزیدن که بطور کلی به معنی عمل کردن ، انجام کار پیاپی ، به کار گماری فکری و جسمی و یا به معنی اجرای مرتب تمرینهای بدنی به منظور تکمیل قوای جسمانی و روحی استعمال می شود فعل امر آن ورز اسم فاعل آن ورزنده و اسم مفعول ان ورزیده می باشد. با افزودن حرف ، کلمه و یا اسمی به ورز به صورت اسم مرکب استعمال می شود که از جمله کارورز و یا کارورزی را می توان نام برد . از مشتقات آن لغات ورزشکار ( کسی که ورز ش می کند) ورزشگاه ( محل انجام ورزش ) می باشد . از لحاظ کیفیت تدریس آن درمدارس ابتدائی ، متوسطه و عالی اطلاعات ورزش دبستانی ، ورزش دبیرستانی و ورزش دانشگاهی به طور معمول گفته می شود.

از دیدگاه تاریخ به دو قسمت ورزش باستانی یا کهن و ورزش مدرن یا جدید تقسیم می شود .از لحاظ انطباق یا عدم انطباق حرکات آن با زندگی روزانه به ورزش طبیعی یا ورزش صفی از لحاظ امکان اجرای آن درفصول مختلف سال به ورزش زمستانی و ورزش تابستانی از نقطه نظر مقدار فشاری که به بدن وارد می آورد و کیفیت و اثرات آن به ورزش سبک و ورزش سنگین و از دیدگاه علوم اجتماعی به ورزش انفرادی و رزش اجتماعی یا گروهی و یا تیمی تقسیم می شود و اگر در جهت اصلاح نقایص بدن باشد ورزش اصلاحی و یا ورزش نوتوانی نامیده می شود.

با افزودن نام رشته های مختلف علوم اسامی مرکب جدیدی از آن ساخته می شود که از جمله : پزشکی ورزش ( ورزش از دیدگاه علم پزشکی ) اقتصاد ورزشی ( ورزش از دیدگاه علم اقتصاد) ، روان شناسی ( ورزش از دیدگاه علم روان شناسی ) و جامعه شناسی ورزشی ( ورزش از دیدگاه علم جامعه شناسی ) و مانند آن را می توان نام برد. با افزودن اسامی رشته ها ی ورزشی می توان نوع رشته ورزشی را مشخص نمود مثل ورزش والیبال ، ورزش شناو مانند آن.

چنانکه از تعاریف بر می آید ورزش ابزاری است در دست تربیت بدنی برای رسیدن به اهداف آن.

*اهداف اصلی تربیت بدنی و ورزش :

اهداف اصلی تربیت بدنی را می توان به سه دسته تقسیم کرد :هدف های جسمانی ، هدف های روانی، هدف های اجتماعی.

 مهمترین هدف های هر دسته را می توان به ترتیب زیر ذکر کرد:

 الف) هدف های جسمانی:Physiological Objects

    - تقویت قوای عمومی بدن و ایجاد ورزیدگی و هماهنگی در بین اعضاء و اندامها به منظور برخوردار شدن از قدرت ، سرعت ، چابکی ومهارت.

    - ایچاد هماهنگی بین اعصاب و عضلات و تقویت و قدرت تصمیم گیری و انطباق .

    - ایجاد سرعت و مهارت در واکنش های عضلانی.

  - ایجاد استقامت در برابر فشارهای جسمی و کارهای طولانی و دراز مدت و افزایش قدرت تحمل.

   - ازدیاد نیروی بدنی و تامین سلامتی و بهداشتت بدن در برابر عوارض و بیماریها.

  -  اصلاح و بازسازی و نوتوان بدن و توانبخشی به منظور رفع نواقص و نارساییهای فیزیکی و ایجاد بهره وری .

 ب)هدف های روانی :Psychological Objects

  -کشف استعدادها ی نهفته و شناخت استعدادها ی روانی حرکتی و پرورش و شکوفایی و دیگر قابلیتهای ذاتی واستعدادهای خدادادی.

-   برتریت شخصیت و پرورش روحیه تعاون و همیاری و اجتناب از خود پسندی و خود بزرگ بینی .

-    انگیختن فرد برای تحرک و جلوگیری از خمودگی نگرانیهای  روانی ، انزوا جوئیها ، یاسهاو ترسها.

-   برقراری تعادل روانی و تعدیل عواطف و حالاتی چون : خشم ، ستیز ، ترس ،  ناسازگاری

-    تقویت و پرورش هوش و قوه کنجکاوی و همچنین توان برخورد با مسائل و مشکلات.

ج:هدف های اجتماعی:Sociological Objects

پرورش و پذیرش احترام به قوانین گروهی و مقررات اجتماعی.

-پرورش توان مدیریت و حس مسئولیت پذیری و قدرت سرپرستی و رهبری .

-پرورش احساس نوع دوستی و جوانمردی و همدردی با مسائل و مشکلات جامعه

-پرورش نیروی بدنی مورد نیاز جامعه .

-پرورش روحیه ایثار و از خود گذشتگی .

ورزش و سلامت جسم

  امروزه، تمام پیشرفت‌هایی که زندگی ما را راحتر کرده‌اند، از قبیل پول‌های الکترونیکی و اعتباری، تجارت اینترنتی، رباط‌های انسان‌نما و صدها دستاورد تکنولوژی و فن‌آوری جدید، از انسان موجودی ماشینی و بی‌تحرک ساخته است، که نتیجه آن ظهور و بروز انواع بیماری‌ها از جمله بیماری‌های قلبی ـ تنفسی و... است.

  کاهش فعالیت و کم‌تحرکی موجب افزایش عوارض فراگیر و شایع‌ چاقی و بیماری‌های مربوط به آن شده است. این روند موجب افزایش چربی خون و چسبیدن آن به دیواره‌های عروق خونی و تشکیل رسوب‌های چربی می‌شود. هر چه بر میزان چربی افزوده شود، از تمایل فرد به تمرینات جسمی کاسته می‌شود؛ دور باطلی که باعث تشدید مشکل می‌‌شود. در ادامه این روند، سرانجام در جریان خون به قلب اختلال ایجاد شده و حمله قلبی به‌وجود می‌آید. و از عوارض روانی بیماری‌های قلبی، اضطراب و افسردگی است، که بر میزان دردها می‌افزاید.



خرید و دانلود تحقیق در مورد مفهوم تربیت بدنی و ورزش 10 ص


تحقیق در مورد اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه فارابی 31 ص (word)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 30

 

فهرست مطالب

مقدمه

اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه

الف ) فارابی

ب ) قاسبی

ج ) ابن سحنون

مبنای تعیین اهداف تعلیم و تربیت

الف ) مبنای علمی

ب ) مبنای فلسفه

1) معرفت شناسی

2) هستی شناسی

3) ارزش شناسی

ج ) مبنای دینی

اهداف تربیتی از دیدگاه اسلام

اهداف نمائی

اهداف جزئی

روش‌های تعلیم و تربیت

الف ) روش های تربیت مقربی

ب ) روش‌های خودسازی

ج ) روش‌های تربیت در اسلام

د ) روش‌های تعلیم و تربیت از دیدگاه ابن خلدون

آداب و وظایف ویژه معلم با دانش آموزان

آداب و وظایف معلم در امر تدریس و جلسه درس

چکیده

منابع

اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه فارابی

بدین ترتیب می‌توان اهداف تعلیم و تربیت در نزد فارابی را بیان کرد

الف ) آموزش عقاید صحیح و تقویت اعتقاد به آنها. عقایدی همچون اعتقاد به خدا، عقل فعال، جهان آخرت، سعادت و راه وصول به آن از طریق شناخت افعال و اعمالی که به سعادت منتهی می‌شود.

ب ) آموزش مهارتهای لازم برای تصدی وظیفه در مدینه فاضله

ج ) ترغیب و تشویق افراد برای عمل بر طبق عقاید صحیح

د ) ترغیب و تشویق افراد برای انجام وظایف مدنی (دفتر همکاری حوزه و دانشگاه 1377)

ب ) اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه قابسی

از دیدگاه او هدف تعلیم و تربیت کاملاً دینی است او فصل اول کتابش را با مباحث مهم دینی آغاز کرده است و او این هدف دینی را دو بعد اعتقادی و رفتاری (عملی) و با عناوین ایمان – اسلام، استقامت و ... تبیین می‌کند او در بعد اعتقادی هدف تعلیم و تربیت را ایمان می‌داند.

ج ) اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه ابن سحنون

در نوشته‌های ابن سحنون هدف از تعلیم و تربیت امری واضح تلقی شده است و این اهداف ناظر بر تربیت دینی است.

باید فرزندان جامعه که در سنین تحصیل‌اند با سواد شوند تا به تدریج جامعه از امی بودن نجات یابد و این امری است که که مطلوب عقلا و شارع است او سوادآموزی را ردیف نیازها و مسائل ضروری جامعه به حساب آورده

یکی دیگر از اهداف آن یادگیری قرآن و آشنا شدن با آن است زیرا با فرامین قرآن می‌توان از قوانین الهی در زندگی دنیوی استفاده کرد و با بهره مندی از رحمت خاص الهی راه ترقی و کمال را پیدا کرد و به سوی هدف غایی رهسپار شد همانطور که پیامبر فرمودند برترین شما کسی است که قرآن بیاموزد و آن را فرا دهد ابن سحنون معتقد است که با کمک قرآن می‌توان از نردبان کمال برای رسیدن به هدف نهایی صعود کرد.

در نظر او باید به دانش آموزان آداب و سنن دینی آموخت و آنان را بر اساس فرهنگ دینی تربیت کرد و با تقویت گرایش‌های معنوی آنان را به دین متعهد ساخت (دفتر حوزه و دانشگاه زیر نظر اعرافی 1377)

مبنای تعیین اهداف تعلیم و تربیت

یکی از مسائل مهم در برنامه‌های تربیتی تعیین اهداف تربیتی است توجه به نیازهای انسان



خرید و دانلود تحقیق در مورد اهداف تعلیم و تربیت از دیدگاه فارابی  31 ص (word)


تحقیق در مورد انواع خانواده ها از نظر تربیت 27 ص (word)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 27

 

انواع خانواده ها از نظر تربیت

 

به طور  خلاصه از نظر نحوه تربیت کود ک و بطور کلی نحوه اداره سیستم خانواده می توان 4 نوع خانواده را مشخص کنیم که عبارتند از

 

الف - خانواده خشک و سخت گیر ( والدین سخت گیر و مستبد )

 ب -   خانواده سهل گیر و آسان گیر

 ج -   خانواده گسسته (‌ خانواده پریشان )

 د  -   خانواده دمکرات (‌ خانواده سالم ) 

 

به علت مهم و مبسوط بودن این مبحث ،  هر یک از این  4 دسته خانواده را در یادداشتی جداگانه شرح خواهیم داد 

 

الف  - خانواده خشک و سخت گیر

 

1 -  پدر و مادر ها با بچه ها همان طور رفتار می کنند که والدین خودشان رفتار کرده اند.

 

2 -  تصمیم گیری با یکی از والدین  خصوصا پدر  انجام می گیرد. معمولا پدر خانواده حاکم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هیچ یک از اعضای خانواده اجازه اظهار نظر ندارند

 

3 - والدین چنان رفتار می کنند که فرزندان می آموزند حق هیچ گونه ابراز عقیده ای را - حتی در مواردی که می تواند مانع از بروز بعضی مشکلات برای خانواده گردد - ندارند.

 

4 - اگر فرزندان از فرمان والدین اطاعت نکنند ‍ ، والدین آنان ناراحت  ، خشمگین و آزرده خاطر می شوند.

 

5 - فرزندان جرات سئوال کردن در مورد انجام دادن یا انجام ندادن کارها را ، از والدین خود ندارند.

 

6 - والدین بر رفتا و کارهای فرزندان خود کنترل شدید دارند و همه تصمیمات را شخصا اتخاذ می کنند.

 

7 - والدین دلیلی را - برای دستوراتی که صادر می کنند - برای فرزندان خود ارائه نمی دهند و از آنان می خواهند بدون چون و چرا از این دستورات اطاعت کنند.

 

8 - نسبت به رعایت نظم و انضباط  ،‌ ارزشی افراطی قایل هستند و والدین توانایی تحمل هیچ گونه بی نظمی را از طرف فرزندان خود ندارند.

 

9 - به سخنان کودکان خود  گوش نمی دهند و اگر هم سخنی را بشنوند برای آن است که با آن مخالفتی را نشان دهند.

 

10 - در مواردی که فرزندان خود را نصیحت یا آنان را از انجام دادن کاری منع می کنند ،‌ دلیل خاصی را ارائه نمی دهند.

 

11 - برای تصمیات فرزندان خود ،‌ حتی اگر این تصمیمات معقول و مستند باشد ،‌ احترام قائل نیستند.

 

13 - معتقدند که چون سن ‍، تجربه و دانش آنان بیشتر از فرزندانشان است ‍، بنابراین ، حق دخالت در همه امور و حتی در خصوصی ترین کارهای فرزندان خود را دارند.

 

14 - برخورد آنان با فرزندان خود احترام آمیز نیست و حتی از تحقیر فرزندان خود در حضور دیرگان نیز ابایی ندارند.

 

15 - غالبا نیازهای عاطفی کودکان ارضاء نمی شود.

 



خرید و دانلود تحقیق در مورد انواع خانواده ها از نظر تربیت   27 ص (word)


مقاله درمورد خانواده و نقش عملکرد آن در تربیت دینی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 8

 

خانواده و نقش عملکرد آن در تربیت دینی ، تضاد شیوه های تربیتی خانواده ومدرسه

در تربیت اخلاقی، تربیت دینی از جایگاه رفیع برخوردار است. تحقیقات انجام شده نشان میدهد که تربیت دینی توسط خانواده ها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهش ها مؤید این مطلب است که مذهب می تواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است افزایش دهد و در این میان خانواده می تواند بعنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود.

هدف از تربیت دینی آن است که مربی چه در مقام معلم و چه در مقام والدین شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از رهگذر آن فضایل اخلاقی را به ملکات اخلاقی مبدل سازد. برای آنکه بتوان تعریفی از تربیت دینی به دست آورد نخست باید به تبیین معنای «تربیت» و «دین» پرداخت. تربیت عبارتست از: «فراهم آوردن زمینه ها و عوامل به فعلیت رساندن یا شکوفا ساختن استعدادهای شخص در جهت رشد و تکامل اختیاری او به سوی هدفهای مطلوب»[1]

دین در لغت به معنای جزا، اطاعت و قهر و غلبه، عادت، انقیاد، خضوع و پیروی است و در اصطلاح عبارتست از: «مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی که برای اداره امورجامعه انسانی وپرورش آنها بکار گرفته میشود».[2] با عنایت به تعریفی که از «تربیت» و «دین» به عمل آمده می توان گفت تربیت دینی فرایندی است دو سویه میان مربی و متربّی که ضمن آن مربی با بهره گیری از مجموعه عقاید، قوانین و مقررات دینی تلاش می کند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خودگام برداشته، به سوی هدفهای مطلوب رهنمون گردد.تربیت دینی همچون سایر جنبه های تربیت مانند تربیت جسمانی، ذهنی، اخلاقی و... فرایندی است دو سویه که باید آموخته و فراگرفته شود، با این تفاوت که این نوع تربیت از سایر انواع تربیت است و باید دقت و ظرافت خاص انجام شود. یادگیری در تربیت دینی دارای سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است که خانواده ها در هر بعد وظایف خاصی را باید بکار گیرند. که در اینجا به دو مورد از این ابعاد اشاره می کنیم.

بعد شناختی:

خانواده ها نخست باید به کودکان اندیشیدن را بیاموزند. این منظور به دست نمی آید، مگر آنکه مقدمات آن فراهم آمده باشد. فکر، نخست با احساس آغاز می شود. از ترکیب تاثرات حسی، عقل حسی و مفاهیم، و از ترکیب مفاهیم، ادراک عقلانی حاصل می شود.

خانواده نخست باید آموزش را از آشنایی کودک با طبیعت آغاز کند. بدین معنا که درباره نظم و زیبایی سخن گفت: سپس رابطه طبیعت را با خدا تبیین کرد، به تدریج که کودک رشد می کند می توان مفاهیم دینی را بدو آموخت. باید به کودک آموخت که تصور خداوند در هر حالت و هر شکل باید همراه با تقدیس و تکریم باشد. باید مراقب بود تا والدین و سایر اعضای خانواده بی جهت نام مقدس خداوند را به زبان نیاورند زیرا دیده شده که به خاطر هر چیز بی ارزشی به نام خدا قسم می خورند و با این کار قداست نام خدا را کم رنگ می کنند و کودکان نیز به تبعیت از خانواده بطور مکرر و بی جهت نام خدا را به زبان می آورند.

2- بعد رفتاری:

مربی در خانواده چه در جایگاه پدر و مادر و چه در جایگاه خواهر و برادر باید سعی کند تا در کودک فضایل اخلاقی به ملکات اخلاقی مبدل گردد. برخی از فلاسفه معتقدند که باید فضایل اخلاقی چنان در روح آدمی رسوخ کند که حتی در خواب هم به عمل خلاف نیندیشند و این ممکن نیست مگر آنکه عادات نیک از کودکی در وی پرورش یابد. به همین جهت تربیت را فن تشکیل عادات دانسته اند. گرچه برخی از علمای تعلیم و تربیت جدید تشکیل عادات را روشی تلقینی دانسته آن را مغایر با تربیت می دانند، اما اکثر متفکرین تعلیم و تربیت بر این نکته اتفاق نظر دارند که باید تلاش کرد تا از طفولیت ،کودک در خانواده خود به عادات نیک خو گیرد و پرورش یابد.[3]

یکی از راههایی که کودک می تواند به وسیله آن دارای عاداتی نیک و رفتاری پسندیده گردد، داشتن الگوی مناسب است. بهترین الگو برای کودک خانواده و در خانواده پدر و مادر در رتبه نخست قرار دارند. گرچه محیط پیرامون آدمی، جامعه، فرهنگ، حکومت و به خصوص مدرسه، تاثیر بسزائی در تربیت دینی و اخلاقی کودک دارد، اما خانواده از جایگاه ویژه ای برخوردار است. کودکان از سالهای نخستین زندگی خود از طریق الگوپذیری به یادگیری می پردازند

والدین که عامل اصلی تربیت او هستند و مهمترین نقش را در پرورش وی ایفا می کنند آنها از یک سو عامل وراثتند و از سوی دیگر عامل محیطی، در جنبه وراثت خصایص بسیاری را از خود و اجداد خود به فرزندان منتقل می کنند و در جنبه محیط نیز دامان والدین نخستین مدرسه برای کودک است که در آن، همتهای بلند، ارزشهای عالی، خلق و خوی نیکو و آزادگی و یا به عکس پستی ها، توسری خوریها، کج خلقی ها و انزواطلبی ها را می آموزد.غالباً دیده شده که تقریبا از اواخر سالهای دوم، به خصوص سال سوم زندگی کودک به تقلید از اطرافیان خود می پردازد. بطوری که می توان به نیکی دریافت کرد که کودک رفتار ایشان را در نظر دارد و از ایشان تقلید می کند. علاقه کودک به پدر و مادر و محبتی که از ایشان می بیند سبب می شود تا به همانند سازی با ایشان همت گمارد. به همین جهت است که رفتار والدین نقش اساسی در تربیت فرزندان خواهد داشت. [4] برای اینکه این الگو پذیری کودک از والدین در خانواده بنحو احسن صورت گیرد مهمترین عامل یکی بودن کردار و گفتار در خانواده است. آنچه پدر و مادر می گویند و بدان عمل می کنند برای کودک به منزله حجت تلقی شده و از اعتبار خاصی برخوردار است. بنابراین همخوانی کردار و گفتار تائیدی است بر آنچه والدین، کودک خود را به آن ترغیب می کنند. عدم هماهنگی میان قول و فعل ایشان نه تنها نصایح آنان را بی اعتنا می سازد، بلکه موجب می شود. تا شخصیت پدر و مادر نزد فرزند کم رنگ و بی رونق شده، درموارد دیگر نیز خود را ملزم به اطاعت از پدر و مادر نبیند. [5]

توصیه های کلامی و به بیان دیگر پند و اندرز شیوه ای است که اگر با رعایت نکات روان شناختی همچون حفظ احترام مخاطب، پرهیز از تکرار و توضیح بیش از حد، بهره گرفتن از استدلال و توجیه منطقی انجام شود تاثیر بسزایی خواهد داشت، اما با این وجود عمل مرتبه ای بالاتر را داراست. برای مثال ما به عنوان مربی می توانیم به کودکان بیاموزیم که چرا و چگونه باید در حفظ بهداشت محیط زندگی خود بگوشیم و چه وظایفی در این زمینه داریم. اما هر گاه بر روی زمین آشغالی دیدیم خود آنرا برداشته، در محل زباله قرار دهیم تاثیر بیشتری خواهد داشت، زیرا اولاً او را با وظایف خود آشنا کرده ایم و ثانیاً متوجه خواهد شد که کار برای همه حتی مربی نه تنها وظیفه بلکه افتخار است تا مصداق آیه شریفه:

«اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسکم»[6] واقع نشوند.

اندیشمندان و مربیان بزرگ مسلمان درباره اهمیت و ارزش تربیت در خردسالی و کودکی چه نکته ها و چه سخنها که نگفته اند.

غزالی می گوید: بدان که کودک امانتی است در دست مادر و پدر، و آن دل پاک وی چون گوهری است نفیس، و نقش پذیر است چون موم و از همه نقشها خالی است. چون زمینی پاک است که هر تخم که در وی افکنی، بروید، اگر تخم خیر افکنی به سعادت دین و دنیا شریک باشند، واگر برخلاف این باشد، بدبخت شود و ایشان در هر چه بر وی رود شریک باشند.[7]

خانواده هایی که آرزو دارند فرزندان صالح، راستگو، معتقد و اهل نماز و عبادت داشته باشند باید خود چنین باشند. وقتی خانواده ای خود از مقیمین صلاه باشند، نونهالان چنین خانواده ای نیاموخته، اهل نماز می شوند. چیزی که نیاز به آموختن دارد، فصول نماز است نه اصول نماز.

تربیت دینی و عبادی فرزندان در خانواده همچون آموختن شنا به ماهی است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «کل مولود یولد علی الفطره حتی تکون ابواه یهودانه و ینصرانه»[8]

ترجمه: هر نوزادی به فطرت (اسلام و توحید) متولد می شود، آنگاه پدر و مادر او را به یهودیت و نصرانیت گرایش می دهند و از راه فطرت منحرف می سازند.

غریزه تقلید یکی از عزایز نیرومند و ریشه دار انسان است. اگر این غریزه نبود کودک چگونه می توانست بسیاری از رسوم زندگی، آداب معاشرت، غذا خوردن و... را فرا گیرد؟

چشم و گوش برای کودک چونان دریچه ای است که بطور مستمر می بیند و می شنود و ذهنش همانند آینه از مشاهدات خود عکس می گیرد و ضبط می کند. کودک برای ساختن شخصیت خود نیاز به الگو و اسوه دارد. خانواده و بخصوص والدین باید از این غریزه تقلید کمال بهره را بگیرند و تربیت دینی را از این طریق به کودک خود بیاموزند، همانگونه که پیامبر اکرم (ص) اسوه و الگوی نسل بشر اینگونه آموخت: «صلوا کما رایتمونی اصلی» همانگونه نماز گزارید که من انجام میدهم. والدین نمی توانند تنها با توسل به گفتار، کودکان خود را به رفتار نیک رهنمون گردند، مگر آنکه با رفتار و عمل، گفتار خود را تایید کنند.

امام صادق (ع) می فرماید: «کونوا دعاه الناس باعمالکم و لا تکونوا دعاه بالسنتکم»[9] مردم رابا رفتار وعمل خودبه حق رهبری کنید، نه با زبان خویش.

قرآن این حقیقت را به زیباترین لفظ و معنی بیان می کند: «یا ایها الذین آمنوالم تقولون ما لا تفعلون»[10] ای ایمان آورندگان، چرا می گویید آنچه را که عمل نمی کنید.

در خانواده والدین به عنوان اصلی ترین عضو آن باید در تربیت دینی کودکان تلاش کنند تا متربی از سرشوق و اشتیاق به تجارب درونی دست یابد، به نحوی که خود بتواند فطرت خداجوی خود را کشف کند و تجربه دینی را بطور حضوری شهود نماید. این ممکن نخواهد شد جز با عشق. عشق کلید تربیت دینی است. کسب فضایل اخلاقی باید به واسطه عشق به خداوند حاصل شود. انسان کامل کسی است که بتواند گرایش های والای انسانی، همچون کمال طلبی، حقیقت جویی، خداجویی، علم طلبی، عدالت خواهی و... را در خود کشف کند و بپروراند. در حقیقت جمال معنوی است که می تواند دل را مهیای کمال سازد. برای شناخت حقیقت می توان از عقل و استدلال و نیز دل مدد جست. [11]

در گرایش کودکان و نوجوانان به امور دینی و مذهبی عناصر مختلفی نقش دارند. از جمله مهمترین و مؤثرترین این عوامل خانواده می باشد.

تربیت و آموزش، انتقال اطلاعات نیست بلکه تغییر در جهان بینی است.[12] هیچ تربیت و آموزشی بدون زمینه سازی، موفق نیست. اگر مجموعه عناصر و عوامل تاثیرگذار در ارسال یک پیام ارزشی، از وحدت و هماهنگی لازم در عمل



خرید و دانلود مقاله درمورد خانواده و نقش عملکرد آن در تربیت دینی


تحقیق درباره فلسفه های معاصر تربیت اخلاقی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 39

 

فلسفه های معاصر تربیت اخلاقی

فردریک الرود(1)

ترجمة حسین کارآمد

 

اشاره

در این مقاله، پیشینه و اصول مفروضه چهار رویکرد معاصر تربیت اخلاقی مورد بررسی قرار می گیرد. این رویکردها به ترتیب عبارتند از: رویکرد تبیین ارزش ها، شناختی –رشدی تحلیلی و سنتی. هر یک از این رویکردها در پنج مرحله به بحث گذاشته می شوند: 1. قلمرو و محدوده تربیت اخلاقی؛ 2. روش های عملی تربیت اخلاقی؛ 3. زمینة فلسفی رویکرد؛ 4. زمینه ی روان شناسی رویکرد؛ 5. نقاط قوت و ضعف رویکرد.

 

مقدمه

تربیت اخلاقی فعالیتی است که باید از دو نوع مطالعه نظری به دست آید و حاصل آن در عمل به کار گرفته شود. از یک سوء مفهوم اخلاق، قلمرو فلسفه از لحاظ سنتی، هدف تربیت اخلاقی به شدت بر شناخت و آگاهی از فرد و اخلاق مبتنی خواهد بود. از سوی دیگر، مباحث مربوط به طبیعت و تحول انسان در روان شناسی مشخص می کند که چگونه انسان می تواند فاعل اخلاقی شود و مطابق با معیارهای معین فلسفه اخلاق بیندیشد و عمل کند. بالاخره تربیت کاری است که این داده های نظری را به حیطه عمل می کشاند و برنامه، روش و شیوه ها را تعیین کرده، ارتباط آن را با عوامل رشد اخلاقی مطلوب مورد بررسی قرار می دهد.

برای آگاهی از وضعیت کنونی تربیت اخلاقی، باید پیشینه و اصول مفروضه چهار دیدگاه بانفوذ معاصر را بررسی کنیم. روش کار ما در این مقاله بر مطالعه فلسفه های اساسی این چهار رویکرد متمرکز خواهد بود در مقالات بعدی کتاب حاضر، از منظر روان شناسی و تربیتی، با تفصیل بیشتری به رویکردهای مورد نظر پرداخته خواهد شد در اینجا هر یک از آنها در پنج مرحله به بحث گذاشته می شود: ابتدا به این نکته پی خواهیم برد که مطابق با رویکرد شخصی چه نوع از فعالیت انسانی در قلمرو ارزش گذاری اخلاقی و در نتیجه در قلمرو تربیت اخلاقی قرار می گیرد در صورتی که تربیت اخلاقی با روش های عملی (مرحله دوم) توأم گردد، چه بسا بتوان زمینه ی فلسفی (مرحله سوم) و روان شناسی (مرحله چهارم) هر رویکردی را استخراج کرد، هر چند طرفداران آن رویکرد چنین چیزی را به صراحت بیان نکرده باشند (مرحله پنجم) سپس شایستگی همه جانبه هر رویکرد را از حیث تأثیر و اعتبار آن در رشد فاعل اخلاقی ارزیابی خواهیم کرد، از این لحاظ، قوت و ضعف های دیدگاه های مختلف و مشکلاتی که باید برای ترسیم نظریه جامع و بایسته برطرف گردد، آشکار می شود.

با وجود این، برای ارزیابی از شایستگی یک رویکرد نیاز به معیار شایستگی است. حتی برای بررسی نظریه های تربیت اخلاقی باید بر نوع موضوعاتی که راجع به آن سخن می گوییم تفاهمی ضمنی داشته باشیم. این زمینه عمومی که ریشه در تجربه عادی اخلاقی هر فردی دارد، در تمامی مواردی که به دنبال می آید، مفروض خواهد بود ما شاهدیم که خود قضاوت های اخلاقی را بنا کرده و براساس آن عمل می کنیم: این داده ها از وضعیت موجود ما به دست می آید ما می خواهیم بدانیم که چگونه می توانیم چنین کارهایی را بهتر انجام دهیم و به دیگران به ویژه به جوانان کمک کنیم تا آنان نیز به همین صورت عمل کنند. در نتیجه، مناسب است که به طور خلاصه و در آغاز مراد خود را از «اخلاق»(2) روشن سازیم.

اخلاق به رفتار انسانی و ارزیابی از آن ارتباط دارد: چگونه می توان رفتار یا زندگی خوبی داشت؟ از جهاتی، همة رفتار انسانی از خوردن ساندویچ گرفته تا مردن به هر دلیلی در قلمرو اخلاق قرار می گیرد از لحاظ دیگر، تنها رفتارهای خاصی «رفتارهای اخلاقی» می باشند و بقیه نااخلاقی (نه ضد اخلاقی) اند. با این که دانشمندان علم اخلاق راجع به عوامل اخلاقی و غیراخلاقی رفتارها اختلاف نظر دارند، اما چنین اختلافی راه به جایی نمی برد و به نظرمی رسد که اصل رفتار است. «داوری اخلاقی»، «نظریه اخلاقی»، «رشد اخلاقی»، و به ویژه «تربیت اخلاقی» با داشتن تصوری از رفتار خوب یا بد، تبیین می شود.

همچنین، علی رغم این که رفتار انسانی از یک فرد به تنهایی و نه به طور جمعی صادر می شود، اما بدیهی است چنین عملی، عمل ساده ای نیست. رفتار انسانی بر مجموعة پیچیده ای از فرایند ها و توانایی ها، از رشته های عصبی گرفته تا داوری صوری عملیاتی(3)، مبتنی می باشد. بدین ترتیب، «تربیت اخلاقی» چه بسا می تواند به روش هایی اشاره داشته باشد که براساس آن، انسانی هر نوع توانایی که برای انجام رفتارخوب و فاعل شدن به اخلاق مطلوب نیاز دارد، به دست می آورد بسیاری از توانایی های ضروری در مناسبت های دیگر، مثلا توسط عصب شناسی و متخصص کارآمد مورد بررسی قرارمی گیرد، اما تحقیق راجع به روان شناسی اخلاق و تربیت اخلاقی می باشد و یا فعالیت اخلاقی در آن نقش اساسی دارد. روان شناسی اخلاق این سؤال را مطرح می کند: چه چیزی در انسان وجود دارد که موجب می شود تا او به اخلاق –با پذیرفتن مفهومی از اخلاق در فلسفه اخلاق، که این سؤال بر پایه آن مفهوم استواراست –جامعه عمل بپوشاند؟ تربیت اخلاقی این پرسش را مطرح می کند: چگونه در عمل می توانیم توانایی های مذکور را در افراد پرورش دهیم؟

در اینجا هدف ما بررسی همة نظریات مزبور نیست، بلکه بر دیدگاه هایی تأ‌کید می کنیم که در حال حاضر تأثیر مهمی بر تربیت اخلاقی دارند. دیدگاه های مذکور عبارت است از: تبیین ارزش ها(4)، شناختی –رشدی، شناختی –تحلیلی(5) و سنتی. با بررسی این رویکردها چه بسا بتوانیم به نتایجی دست یابیم که کاربرد بسیار زیادی دارد.

 

نظریه تبیین ارزش ها در تربیت اخلاقی

نقطه آغاز نهضت معروف «تبیین ارزش ها» به اثر لوئیس راتس و دیگران در خلال دهه های 1950 و 1960 برمی گردد؛ زمانی که برای نخستین بار کتاب حجیمی تحت عنوان «ارزش ها و آموزش» توسط راتس با همکاری مریل هارمین(6) و سیدنی بی. سیمون(7) در سال 1966 به چاپ رسید. همان طور که هوارد کرشن بوم(8) در مقالات اخیر خود تحت عنوان مطالب خواندنی راجع به تبیین ارزش ها 1973 اشاره کرد، ساختاری نظری این رویکرد در طول سالیان متمادی نسبتا ثابت مانده است. به منظور تجدید نظر در رویکرد، پیشنهادهایی توسط کرشن بوم در آن برهه (1973، در مقالات اخیرخود) و در اثر جدیدش تحت عنوان «نظریه جدید تبیین ارزش ها» 1977 ارائه شد. به طور کلی، با این که بنیان گذاران این رویکرد در برخی موارد توجه خود را به مبنای نظری و پژوهشی آن معطوف داشته اند، اما مکتب فکری نظریه تبیین ارزش ها نسبتا ضعیف و چند شکلی بوده و مقایسه با شیوة ‌نظری، بیشتر به شیوة عملی گرایش داشته است. آن چه می آید خلاصه کوتاهی از مفاهیم و پیش فرض های این رویکرد می باشد.

 

[قلمرو تربیت اخلاقی]

گسترة کاربرد روش های تبیین ارزش ها فراتر از اعتقاد متعصبانه به «مسائل اخلاقی» است و به انواع مختلف تصمیم گیری ها در زندگی راه می یابد. طرفداران این رویکرد خاطرنشان می کنند که ارزش ها در هر نوع گزینش و انتخابی دخالت دارند. در این صورت، چنانچه توجه ما به «ابعاد ارزشی» اشیا معطوف گردد، عملا درمی یابیم که هر چیزی واجد این ابعاد می باشد. با وجود این، هستة اصلی رویکرد به ارزش های مشخصی تأکید نمی کند. در واقع، در روش های آن هیچ گونه قضاوتی در مورد ارزش گذاری افراد مشاهده نمی شود به جای آن، در این وضعیت، آموزش ارزش ها سعی دارد تا شیوه هایی را برای سروسامان دادن یا پابرجا کردن نظام فردی یا سلسله مراتب ارزش ها تعلیم دهد.

بی تردید امور شخصی از پیش برای ما دارای اهمیت و ارزش می باشد، اما برداشتی که از مجموعه این ارزش ها به دست می دهد و نحوة ارتباط آن ها غالبا ابهام دارد، تا آنجا که چه بسا در بین ارزش های مذکور، عناصر متناقضی وجود داشته، هیچ یک از آنها بر دیگری از برتری روشنی برخوردار نباشد. همچنین، ممکن است از انجام رفتار مطابق با این ارزش ها ممانعت به عمل آید. این در جایی است که کسی بخواهد ارزش های خود را که در تعارض با قضاوت های ارزشی مورد تأکید مراجع تصمیم گیری یا همردیفان است، بر جامعه تحمیل کند. بر این اساس، نظریه تبیین ارزش ها روشی برای برطرف ساختن تعارضات است که بر پایه آن می توان برتری های اصلی خود را روشن ساخت و عزت نفس و اطمینان خود را در مورد هر نوع ارزشی که از آن حمایت می کنیم، تعالی بخشید در اینجا تأکید بر کسب مهارت ویژه ارزش گذاری است، ولی چگونگی اجرای آن در سراسر عرصة زندگی متفاوت خواهد بود. از این لحاظ، راجع به اصول کلی ارزیابی از خود، رویکرد تبیین ارزش ها به جای این



خرید و دانلود تحقیق درباره فلسفه های معاصر تربیت اخلاقی