واضی فایل

دانلود کتاب، جزوه، تحقیق | مرجع دانشجویی

واضی فایل

دانلود کتاب، جزوه، تحقیق | مرجع دانشجویی

تحقیق در مورد خصوصیات اخلاقی 13 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 15 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

خصوصیات اخلاقی

انسان یک موجود اخلاقی است و اخلاق به صفات و افعال زشت و زیبا اطلاق می شود و گاهی صرفاً در مورد اخلاق و صفات نیک بکار می رود. انسانها دارای یک جوهر قدسی هستند که از آن اموری مطلوب و خواستنی به نام ارزش تراوش می شود او را به عنوان یک موجود اخلاقی نمودار می سازد که سایر جانداران از آن بی بهره اند.

توانایی

یکی از ابعاد وجود آدمی قدرت یا توانایی است قدرت به معنای عام یعنی هر گونه نیرویی که می تواند مبدا و منشا کامل هر اثری شود و به معنای خاص قدرت عبارت از توانایی بر انجام کاری با آگاهی و آزادی می باشد. همچنین قدرت یا توانایی شامل قدرت فیزیکی یا مادی است که در همه موجودات انسان و غیره انسان وجود دارد. قدرت غیرمادی نظیر قوا و کیفیات گوناگون نفسانی مانند علم تمایل و غیره خاص انسان است.

تغییر پذیری شخصیت انسان

یکی دیگر از ویژگیهای انسان قابلیت شکل گیری گوناگون شخصیت است انسان به گونه ای آفریده شده است که می تواند با آگاهی و آزادی در محدوده ای نسبتاً گسترده راه خویش را برگزیند و در همان راه منتخب خود شخصیت و هویت فکری اخلاقی و فرهنگی خویش را شکل دهد.

تواناییهای بالقوه و بالفعل

لغت sterngth به معنای توانائی، استبداد، قدرت، نیرو، قوه و دوام به کار برده می شود و لغت potentiality به معنای عامل بالقوه ذخیره پنهان دارای استعداد نهانی می باشد. قرآن انسان را موجودی می داند که هنگام زاده شدن دارای فطرتی است بالقوه او بالقوه دارای همه کمالات است که می تواند اگر خودش بخواهد بخواهد به آنها فعلیت دهد و این بستگی به شناخت خودش دارد.

تواناییهای گوناگون انسان

قوه و نیروه عاملی که اثری از آن ناشی می شود. هر موجودی از موجودات جهان منشا یک چند خاصیت و اثر هستند انسان قادر است و توانایی دارد که در برابر میلهای درونی خودایستادگی کند و فرمان آنها را اجرا نکند. این توانایی را انسان به حکم یک نیروی دیگر دارد که از آن به اراده تعبیر می شود. و به نوبه خود تحت فران عقل است یعنی عقل تشخیص می دهد و اراده انجام می دهد. پس از آنچه گذشت روشن می شود که انسان از دو جهت یک سلسله توانایی ها دارد که سایر جانداران ندارند: یکی از جهت اینکه در انسان یک سلسله میلها و جاذبه های معنوی وجود دارد که در سایر جانداران وجود ندارد. این جاذبه ها به انسان امکان می دهد که دائره فعالیت خویش را از حدود مادیات توسعه دهد و تا افق عالی معنویات بکشاند ولی سایر جاندارها از زندان مادیات نمی توانند خارج شوند و دیگر از آن جهت که انسان به نیروی عقل و اراده مجهز است و قادر است در مقابل میلها مقاومت و ایستادگی کند.

انسان یک موجود آزاد، توانا و انتخابگر و صاحب اختیار است تاکید قرآن در مورد انسان بر این است که انسان خویشتن را آنچنانکه هست بشناسد و مقام و موقع خود را در عالم وجود درک کند و هدف از این شناختن و درک کردن این است که خود به مقاوم والایی که شایسته آن است برساند تحقیق و جستجوی دقیق و علمی در مورد تواناییها اولین بار در آمریکا در سال 1960 در دانشگاه در دانشگاه یوتا انجام شد و کار نخستین بر اساس نظریه های افرادی چون مازلو، مورفی، فروم بنا نهاده شده بود آنها کار تحقیق را بر روی 18 گروه آزمایش که افرادی سالم و طبیعی و در گروههای سنی مختلف بودند انجام دادند. آنها پس از این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که انسانها دارای توانایی های بالقوه زیادی هستند اما این توانایی ها را نشناخته و به مرحله عمل در نمی آورند و بیشتر به ضعف ها و مشکلات خود آگاه هستند و هیچگونه کاوشی در مورد قدرتهای خود نمی کنند انسان خود نمی داند که دارای چه استعدادها و توانایی است. قدرت های نهفته و غیر قابل استفاده در انسان زیاد است که تواناییهای بالقوه او را تشکیل می دهد و اغلب افراد از حداقل قدرتهای موجود خود استفاده می کنند. اگر بدانیم که چه کارها می توانیم انجام دهیم نگرش و اعتمادمان به خودمان تغییر می کند در مورد بیماران این امر نیز صحت دارد آگاهی بیمار از تواناییهای خویش می تواند برای او آینده ساز باشد.

شناخت و کشف تواناییها می تواند: برخودپندار، خودانگاره و عزت نفس اثر بگذارد باعث گردد تا بیمار از ارزشها و لیاقتهای خودآگاه شده و در نتیجه ارزش از خود بالا رود و در نتیجه تمام این عوامل باعث می شود که بیمار انرژی روانی و نیروی تازه در جهت بهبودی و سلامتی خود در حال آینده بیابد. هربرت اتو گروهی از تواناییهای انسان را به شرح زیر تقسیم بندی کرده است.

1- نمایشگر ورزشها و فعالیت های شبیه به آن

اگر فردی علاقمند به دیدن ورزشها و یا فعالیتهایی است که قبلاً نیز در آن شرکت کرده از آنها لذت می برده است و با دیدن این حالت شادی و لذت به او دست می دهد و این یکی از قدرتهای انسان است که می تواند از این طریق انرژی و نیروی خود را در راه صحیح بکار گیرد.

2- شرکت در فعالیتها و ورزشها

در این توانایی فرد انرژی خود را در جهت سلامتی و بهبودی خود بکار می گیرد و قادر است در فعالیتهای ورزشی، بدن سازی، فعالیتهای توانبخشی و فیزیکی شرکت کند. با شناخت این توانایی می توان برنامه های درمانی بهتری برای آینده بیمار تدارک دید.

3- مشغولیت های ذوقی و کارهای دستی

شرکت موثر در کارهای دستی و انجام بعضی از فعالیتهای ذوقی و ابتکار در کارها و به پایان رساندن آن از تواناییهای دیگر انسان است.

4- ارائه هنرها

علایق فعلی با گذشته بیمار در زمینه نوشتن، نقاشی، مجسمه سازی و شعر گفتن، گوش دادن به موسیقی و لذت بردن از آن از جمله قدرتهای دیگر انسان است که با شناخت هر یک از این تواناییها می توان به بیمار در جهت بالا بردن اعتماد به نفس توانبخشی و کارهای درمانی استفاده کرد.

5- حفظ وضعیت سلامت بدن

علاقه و اهمیت به حفظ سلامتی، تندرستی و بهداشت بدن و توانایی در برقراری رژیم های خاص و حتی اهمیت به شرکت در برنامه های درمانی خود جهت بهبودی از تواناییهای دیگر انسان است.

6- تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش

توانایی یاددهی و یادگیری در حرفه و یا کار خاص، لذت بردن از کار و یادگیری، توانایی خودآموزی، علاقه



خرید و دانلود تحقیق در مورد خصوصیات اخلاقی 13 ص


تحقیق در مورد آرامش 13 ص (word)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 14

 

الطمانینه الی کل احد قبل الاختیار من فصور العقل .

آرام گرفتن بهر کس پیش از آزمایش کردن از کوتاهی عقل است ممکن است مراد آرامش گرفتن و صداقت و دوستی باشد پیش از آزمایش کردن کسی و ظاهر شدن صلاح و خوبی او یا اعتماد کردن بر هر کس باشد پیش از آزمایش کردن او و ظاهر شدن اینکه محل اعتماد است.

معنای لغوی الطمانیه : اطمینان ـ آرامش دل ـ آسودگی

طما ـ طمو الماء : آب بالا آمد و رودخانه را پر کرد.

البحر : دریا پر شد و موج زد

النبت : گیاه دراز شد

ت همته : بلند همت شد

به الخوف : سخت تر شد

1ـ از کتاب غرر الحکم و دور الکلم

فرهنگ لاروس : ترجمه عربی به فارسی ، تالیف : دکتر خلیل جر ، جلد اول ، ترجمه سید حمید طبیبیان

آرامش به عنوان شرایط باطنی نماز

نماز باید با حالت سکون و آرامش برگزار شود قلب و روح باید با عبادت متحد و همراه شوند این زمانی است که قلب هم در صحنه نماز باشد الفاظ و حرکات با قلب یکی شوند اگر نماز از حد ظاهر و بدن به باطن روح انسان سرایت کرد قلباً از حقیقت نماز لذت می برد و در نتیجه طمانینه هم حاصل می شود صاحبان نفس مطمئنه کسانی هستند که حقیقت ایمان در روحشان رسوخ کرده باشد آنجا که عبادت جامع شرایط و به دور از شائبه و همراه با اخلاص باشد اهمیت وجود حاصل می شود و امنیت وجود طمانینه و آرامش به بار می آورد . خداوند می فرماید : والذین آمنوا و لم یلبثوا ایمانهم بظلم اولیک لهم الامن ، یعنی آنها که ایمان دارند و ایمانشان از ظلم و ستم پاک است برای آنها امنیت و آرامش است. و نیز می فرماید : الذین امنوا تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکرالله تطمئن القلوب ، یعنی کسانی که ایمان آوردند و قلوبشان به یاد خدا آرام گرفت آگاه باشید که تنها با نام خداست که دلها آرام و قرار می گیرد.

امام صادق (ع) می فرماید : فاجعل قلبک قبله للسانک ، لا تحرکه الا باشاره القلب و موافقه العقل و رضی الایمان . یعنی قلب خود را قبله زبانت قرار ده جز با اشاره دل و موافقت عقل و رضایت ایمان زبان را به حرکت در نیاور.

وقتی که انسان به نماز می ایستد و تکبیر می گوید باید قلب و دل و فکر و روح و زبان همه با هم بگویند الله اکبر البته معنای الله اکبر این نیست که خدا بزرگ یا بزرگتر است چون ما چیزی نداریم که در برابرش بگوییم خدا بزرگتر است معنای الله اکبر این است که خدا بزرگتر از ان است که بتوان او را توصیف نمود همه وجود ما اگر با زبان ما هماهنگ شود ، طمانینه حاصل می شود در مورد آیت الله سید محمود جزایری (ره) نقل می کنند که در مسافرتی در بیابانی مشغول نماز می شود خادم ایشان که از آقا فاصله گرفته بود ناگهان متوجه می شود شیری به آقا نزدیک شده است و با دیدن این صحنه مضطرب و ناراحت می شود اما کاری از دستش بر نمی آید بعد که نمازش را می خواند آن حیوان هم می رود . آقا ، خادم را مضطرب می بیند. سئوال می کند چه شده ! می گوید : مگر شیر را ندیدید نزدیک بود شما را از بین ببرد . می فرماید ! من اصلاً او را ندیدم و توجهی هم به آن نداشتم ! این همان طمانینه است که در نماز لااقل مرتبه ضعیفش ـ لازم است وباید باشد .

1ـ آداب و الصلوهْْ ، امام خمینی ، چاپ نشر آثار امام ، ص 25 .

2 ـ کتاب تربیت اسلامی ، تالیف : استاد نبی صادقی ـ جلد4 ، ص 40 .

یک روش برای رسیدن به آرامش

خلوت با خویشتن

خلوت با خویشتن شما را از مشغله های زندگی دور می کند! این زمان را شما برای خود و تنها برای خود در نظر می گیرید. باید این تمرین را همه روزه روزی دو بار و هر بار به مدت 20دقیقه انجام دهید.

راهنمایی برای تمرین «خلوت با خویشتن»

1ـ تنها باشید

2ـ محل مناسبی را تدارک ببینید

3ـ صحنه دلپذیری را در ذهن خود تصویر کنید

4ـ افکار خود را آزاد بگذارید

5ـ بعد از زمان خلوت با خویشتن ذهن خود را ارزیابی کنید.

روشهای رسیدن به آرامش

1ـ انبساط جسم: این مرحله، از مراحل جسمانی می باشد که در جریان آن با تمرکز کردن روی عضلات مختلف بدن خود را از استرس ناشی از فعالیتهای روزانه بدن خلاص می کنیم.

2ـ آرامش جسم با راهنمایی عمومی: این مرحله از ساختار بدنی کمتری برخوردار است زیرا درحالی که در این مرحله نیز برخی از عضلات خود را سخت و آنگاه شل کنید می توانید راه انجام این کار را خود انتخاب کنید.

3ـ آرامش ذهن: این مرحله را می توان مرحله ذهنی خواند چون در موقعیتی قرار می گیریم

که به سرعت مراحل سخت و شل کردن عضلات را پشت سر می گذارید و به آگاهی خود می پردازید



خرید و دانلود تحقیق در مورد آرامش 13 ص (word)


تحقیق در مورد آرامش 13 ص (word)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 14

 

الطمانینه الی کل احد قبل الاختیار من فصور العقل .

آرام گرفتن بهر کس پیش از آزمایش کردن از کوتاهی عقل است ممکن است مراد آرامش گرفتن و صداقت و دوستی باشد پیش از آزمایش کردن کسی و ظاهر شدن صلاح و خوبی او یا اعتماد کردن بر هر کس باشد پیش از آزمایش کردن او و ظاهر شدن اینکه محل اعتماد است.

معنای لغوی الطمانیه : اطمینان ـ آرامش دل ـ آسودگی

طما ـ طمو الماء : آب بالا آمد و رودخانه را پر کرد.

البحر : دریا پر شد و موج زد

النبت : گیاه دراز شد

ت همته : بلند همت شد

به الخوف : سخت تر شد

1ـ از کتاب غرر الحکم و دور الکلم

فرهنگ لاروس : ترجمه عربی به فارسی ، تالیف : دکتر خلیل جر ، جلد اول ، ترجمه سید حمید طبیبیان

آرامش به عنوان شرایط باطنی نماز

نماز باید با حالت سکون و آرامش برگزار شود قلب و روح باید با عبادت متحد و همراه شوند این زمانی است که قلب هم در صحنه نماز باشد الفاظ و حرکات با قلب یکی شوند اگر نماز از حد ظاهر و بدن به باطن روح انسان سرایت کرد قلباً از حقیقت نماز لذت می برد و در نتیجه طمانینه هم حاصل می شود صاحبان نفس مطمئنه کسانی هستند که حقیقت ایمان در روحشان رسوخ کرده باشد آنجا که عبادت جامع شرایط و به دور از شائبه و همراه با اخلاص باشد اهمیت وجود حاصل می شود و امنیت وجود طمانینه و آرامش به بار می آورد . خداوند می فرماید : والذین آمنوا و لم یلبثوا ایمانهم بظلم اولیک لهم الامن ، یعنی آنها که ایمان دارند و ایمانشان از ظلم و ستم پاک است برای آنها امنیت و آرامش است. و نیز می فرماید : الذین امنوا تطمئن قلوبهم بذکرالله الا بذکرالله تطمئن القلوب ، یعنی کسانی که ایمان آوردند و قلوبشان به یاد خدا آرام گرفت آگاه باشید که تنها با نام خداست که دلها آرام و قرار می گیرد.

امام صادق (ع) می فرماید : فاجعل قلبک قبله للسانک ، لا تحرکه الا باشاره القلب و موافقه العقل و رضی الایمان . یعنی قلب خود را قبله زبانت قرار ده جز با اشاره دل و موافقت عقل و رضایت ایمان زبان را به حرکت در نیاور.

وقتی که انسان به نماز می ایستد و تکبیر می گوید باید قلب و دل و فکر و روح و زبان همه با هم بگویند الله اکبر البته معنای الله اکبر این نیست که خدا بزرگ یا بزرگتر است چون ما چیزی نداریم که در برابرش بگوییم خدا بزرگتر است معنای الله اکبر این است که خدا بزرگتر از ان است که بتوان او را توصیف نمود همه وجود ما اگر با زبان ما هماهنگ شود ، طمانینه حاصل می شود در مورد آیت الله سید محمود جزایری (ره) نقل می کنند که در مسافرتی در بیابانی مشغول نماز می شود خادم ایشان که از آقا فاصله گرفته بود ناگهان متوجه می شود شیری به آقا نزدیک شده است و با دیدن این صحنه مضطرب و ناراحت می شود اما کاری از دستش بر نمی آید بعد که نمازش را می خواند آن حیوان هم می رود . آقا ، خادم را مضطرب می بیند. سئوال می کند چه شده ! می گوید : مگر شیر را ندیدید نزدیک بود شما را از بین ببرد . می فرماید ! من اصلاً او را ندیدم و توجهی هم به آن نداشتم ! این همان طمانینه است که در نماز لااقل مرتبه ضعیفش ـ لازم است وباید باشد .

1ـ آداب و الصلوهْْ ، امام خمینی ، چاپ نشر آثار امام ، ص 25 .

2 ـ کتاب تربیت اسلامی ، تالیف : استاد نبی صادقی ـ جلد4 ، ص 40 .

یک روش برای رسیدن به آرامش

خلوت با خویشتن

خلوت با خویشتن شما را از مشغله های زندگی دور می کند! این زمان را شما برای خود و تنها برای خود در نظر می گیرید. باید این تمرین را همه روزه روزی دو بار و هر بار به مدت 20دقیقه انجام دهید.

راهنمایی برای تمرین «خلوت با خویشتن»

1ـ تنها باشید

2ـ محل مناسبی را تدارک ببینید

3ـ صحنه دلپذیری را در ذهن خود تصویر کنید

4ـ افکار خود را آزاد بگذارید

5ـ بعد از زمان خلوت با خویشتن ذهن خود را ارزیابی کنید.

روشهای رسیدن به آرامش

1ـ انبساط جسم: این مرحله، از مراحل جسمانی می باشد که در جریان آن با تمرکز کردن روی عضلات مختلف بدن خود را از استرس ناشی از فعالیتهای روزانه بدن خلاص می کنیم.

2ـ آرامش جسم با راهنمایی عمومی: این مرحله از ساختار بدنی کمتری برخوردار است زیرا درحالی که در این مرحله نیز برخی از عضلات خود را سخت و آنگاه شل کنید می توانید راه انجام این کار را خود انتخاب کنید.

3ـ آرامش ذهن: این مرحله را می توان مرحله ذهنی خواند چون در موقعیتی قرار می گیریم

که به سرعت مراحل سخت و شل کردن عضلات را پشت سر می گذارید و به آگاهی خود می پردازید



خرید و دانلود تحقیق در مورد آرامش 13 ص (word)


مقاله درباره 13 آبان روز دانش آموز

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

به نام خدا

13 آبان روز دانش آموز

سیزده آبان در تاریخ انقلاب اسلامی برگی زرین و مقطعی حساس و مناسبتی پرخاطره است، بخصوص آنکه چهارده سال بعد از تبعید حضرت امام رحمۀ الله در همین روز ( 13 آبان 1357 ) فرزندان امام ( صدها دانش آموز و دانشجو) در مقابل دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف با شعار " درود بر خمینی" و " مرگ بر شاه "  پایه های حکومت را به لرزه  درآورده و با گلوله های مأموران شاه به خاک و خون غلطیدند. دانش آموزان همچون سایر اقشار ملت در اطاعت از فرامین حضرت امام رحمۀ الله که همه را دعوت به مبارزۀ بی امان با رژیم آمریکایی شاه می نمود، سر از پا نمی شناختند و نجات اسلام را در پیروی کامل از امام رحمۀ الله سازش ناپذیر می دانستند. این قشر جوان و فعال جامعه به حق یکی از ارکان و پایه های مهم انقلاب پیروزمند اسلامی می باشد.

صبح روز 13 آبان 1357 دانش آموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند روی به سوی دانشگاه می نهند تا بار دیگر پیوندشان را با رهبر بت شکن خویش به جهان اعلام نمایند. این جوانان پرشور خداجو گروه گروه داخل دانشگاه شدند و به همراه دانشجویان و گروههای دیگری از مردم در زمین چمن دانشگاه اجتماع کردند. مأموران شاه، دانشگاه را به محاصرۀ خود درآورده بودند تا چنانچه فریاد حق طلبانه از گلویی برخاست، آن را با گلوله پاسخ دهند. دانش آموزان در کنار نرده ها و زمین چمن اجتماع کرده بودند و فریاد مقدس « الله اکبر» آنان فضا را می شکافت و تا فاصله های دور طنین می انداخت.

ساعت یازده صبح مأموران ابتدا چند گلوله گاز اشک آور در میان دانش آموزان و دانشجویان پرتاب کردند. اجتماع کنندگان در حالی که بسختی نفس می کشیدند، صدای خود را رساتر کرده و با فریاد دشمن شکن « الله اکبر» لرزه بر اندام مأموران مسلح شاه افکندند.

سپس تیراندازی آغاز گشت و لاله های انقلاب یکی پس از دیگری در خون غلطیدند. جوانان با فریاد الله اکبر و با شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر شاه به شهادت می رسیدند و دشمنان اسلام را بیش ا پیش به رسوایی و شکست می کشاندند. در این فاجعه 56 تن شهید و صدها نفر مجروح شدند. یکی از شاهدان عینی می گوید:

« شنبه 13 آبان سال 1357، ساعت 11 صبح، بیش از هفت هزار دانش آموز و دانشجو و دیگر اقشار مردم در محوطۀ دانشگاه تهران گرد آمده بودند و عده ای سرگرم تماشای نمایشگاه عکس بودند و گروهی به سخنرانی گوش می کردند. ناگهان یک کپسول گاز اشک آور که در هوا می چرخید روی زمین دانشگاه فرود آمد. عده ای سراسیم به سوی در ورودی دانشگاه دویدند، ولی در همین موقع صدای تیراندازی بلند شد. سربازان از پشت میله های دانشگاه به سوی مردم شلیک می کردند. هنوز فریادهای نترسید، تیراندازی هوایی است بلند بود که دانشجویی به زمین غلطید، از این لحظه به بعد دانشگاه و خیابانهای اطراف آن مبدل به صحنۀ جنگ و گریز شد.

دانشجویان و دانش آموزان قصد داشتند آن روز به سوی منزل مرحوم آیت الله طالقانی راهپیمایی کنند. درست در موقعی که می خواستند از دانشگاه خارج شوند با تیراندازی نیروهای انتظامی موجه شدند و به دنبال آن دانشگاه صحنۀ این برخورد خونین گشت. مجروحان توسط دانشجویان به چند بیمارستان منتقل شدند. در همان لحظه ها نخست  قوای انتظامی وارد دانشگاه شدند و دانشجویان و دانش آموزان برای مقابله با این حمله، آتش افروختند و به دنبال آن مأموران پس از چند متر پیشروی در دانشگاه آنجا را ترک کردند.

با شدت گرفتن تظاهرات، مأموران حکومت نظامی خیابانهای اطراف دانشگاه و قسمتی از خیابان انقلاب را بستند و دانشجویان و دانش آموزان در خیابانهای بلوار کشاورز، جمهوری اسلامی و فخر رازی پراکنده شدند. تظاهر کنندگان در چند نقطۀ خیابانهای جمهوری اسلامی و ولیعصر و خیابانهای منشعب از آن آتش افروختند و با دادن شعار الله اکبر و لااله الا الله از این سو به آن سو فرار می کردند.

ساعت دو بعداز ظهر مجدداً سربازان حکومت نظامی بر روی دانشجویان و دانش آموزان که در داخل دانشگاه بودند، تیراندازی کردند که درهمان لحظات اوّل تعدادی از دانشجویان به زمین افتادند و در خون غلطیدند. دانشجویان و دانش آموزان با پلاکاردهایی که در آن تعداد کشته شدگان دانشگاه را نوشته بودند با دادن شعار الله اکبر خمینی رهبر به راهپیمایی پرداختند. جنگ و گریز مأموران فرمانداری نظامی با دانشجویان و دانش آموزان تا پاسی از شب ادامه داشت ...»

امام رحمۀ الله در پیامی که به مین مناسبت از پاریس برای امت قهرامن ایران فرستادن، امت را به صبر و بردباری دعوت کردند:

عزیزان من صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک است و خدا با صابران است ... ایران امروز جایگاه آزادگان است ... من از این راه دور چشم امید به شما دوخته ام ... صدای آزادیخواهی و استقلال طلبی شما را به گوش جهانیان می رسانم.

نقش دانش آموزان بعد از پیروزی انقلاب

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دانش آموزان همانند سالهای قبل از انقلاب در صحنه های مختلف نقش عظیم خویش را ایفا نمودند و با مجاهدتها ورشادتهای فراوان همراه دیگر اقشار ملت در دفاع از دستاوردهای انقلاب دریغ نورزیدند. نقش دانش آموزان را می توان در دو دوره بررسی کرد:

1- دوران دفاع مقدّس:  با شروع جنگ تحمیلی و اشغال مناطقی از کشور دانش آموزان همچون دیگر آحاد ملت قهرمان ایران، وارد صحنۀ کارزار با متجاوزان بعثی شدند، و با حضور مستمر خویش در پایگاههای بسیج و ستادهای تدارکاتی، در امر کمک رسانی به مناطق جنگی اقدامات گسترده ای در تجهیز رزمندگان اسلام انجام دادند.

همچنین دانش آموزان هر زمان که جبهه های نبرد نیازمند نیروهای رزمنده بود با حضور در یگانهای سازماندهی شدۀ سپاه، به رویارویی با متجاوزان می پرداختند، که خیل عظیم شهدای دانش آموز گواه این رشادتها و شجاعتها و دلاوریهای این عزیزان می باشد.

2- دوران سازندگی: با اتمام جنگ تحمیلی، و آغاز دوران سازندگی، دانش آموزان ایران اسلامی که در حال حاضر بیش از جمعیت کشور را تشکیل می دهند و از نظر رشد و بلوغ سیاسی به حد اعلایی رسیده و دارای استعدادهای درخشان هستند، همزمان با شروع سازندگی در کشور، آنها نیز از این مرحله عقب نماندند و با سعی و تلاش فراوان و درک موقعیت خویش، در سنگر علم به مبارزه با جهل و خمودی پرداختند و کوشیدند که عقب ماندگیهای دوران طاغوت را جبران نمایند.



خرید و دانلود مقاله درباره 13 آبان روز دانش آموز


تحقیق در مورد حضرت آدم (ع) 13 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 15 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

حضرت آدم (ع)

حضرت آدم (ع) روزی دید ناگهان سه مجسمه سیاه و بدقیافه در طرف چپ او قرار گرفتند و سه مجسمه نورانی در طرف راست او ، از مجسمه های طرف راست یکی یکی پرسید : شما کیستید ؟

اولی گفت: من عقل هستم . دومی : من حیا می باشم . سومی : من رحم هستم .

حضرت پرسید : جای شما در کجاست ؟

اولی : در سر انسانها دومی : در چشم انسانها . سومی در دل انسانها.

حضرت به طرف چپ برگشت و از سه مجسمه سیاه و بد شکل ، یکی یکی پرسید : شما کیستید ؟

اولی : من تکبرم.

حضرت : جای تو کجاست ؟

سر انسانها

سر که جای عقل است.

اگر من وارد سر شوم ، عقل می رود.

دومی : من طمعم .

مکان تو کجاست ؟

در چشم انسانها .

چشم که جای حیا است .

من اگر در چشم جا گرفتم ، حیا می رود .

سومی : من حسدم .

محل تو کجاست ؟

جای من در دل انسانهاست .

دل که جای رحم و مروت است .

اگر من وارد قلب انسان شوم رحم و مروت از قلب می رود .

به این ترتیب می فهمیم که اگر انسان دریچه های وجود خود را به روی گناهان بگشاید ، هر گناهی که در او جا کند ، به همان تناسب ، فضیلت و اخلاق انسانی از او دور می گردد .

حضرت نوح (ع)

وقتی که قوم لجوج حضرت نوح (ع) پند و اندرز او را گوش نکردند و دهها سال به گناه ادامه دادند ، خداوند بر آنها خشم کرد ، طوفان را فرستاد ، طوفان همراه آب که از زمین و هوا می جوشید و می بارید ، همه را غرق کرد ، مادری که خیلی کودک شیر خوارش را دوست داشت ، او را برداشت و به بالای کوه رفت ، تا یک سوم بلندی کوه بالا رفت ، پس از مدتی آب به آنجا رسید ، کم کم با زحمت خود را به آخرین نقطة اوج کوه یعنی قلة کوه رساند ، آب به آنجا نیز رسید ، کودکش را به گردنش انداخت ، آب همچنان بالا آمد تا به گردنش رسید ، کودکش را با دو دست بلند کرد ، آب از دستها نیز گذشت و آنها هلاک شدند .

رسول اکرم (ص) پس از نقل این جریان فرمود :

" اگر خداوند به کسی از قوم گنهکار نوح ، رحم می کرد به مادر آن کودک رحم می کرد .

آری ، مراقب باشیم و توجه به عذاب الهی داشته باشیم که اگر فرا رسید گاه این چنین راه نجات بسته می شود .

حضرت ابراهیم (ع)

در مدتی که حضرت ابراهیم (ع) در سرزمین بابل بود ، جمعی از جمله حضرت لوط (ع) و ساره به او ایمان آوردند. او با « ساره» ازدواج کرد. از طرف پدر ساره ، زمینهای مزروعی و گوسفندهای بسیاری به ساره رسیده بود. حضرت مدتی ضمن دعوت مردم به توحید ، به کشاورزی و دامداری پرداخت تا اینکه تصمیم گرفت از سرزمین بابل به سوی فلسطین هجرت کند و دعوت خود را به آن سرزمین بکشاند.

اموال خود ، از جمله گوسفندانش را برداشته ، به همراه چند نفر با همسرش ساره حرکت کردند ولی از طرف حاکم وقت اموالش توقیف و ماجرا به دادگاه کشیده شد. حضرت خطاب به قاضی چنین گفت :

من و همسرم سالها زحمت کشیده ایم تا این اموال را به دست آورده ایم ، اگر می خواهید اموال مرا مصادره کنید ، سالهای عمرم را که صرف تحصیل این اموال شده به من برگردانید.

قاضی در برابر استدلال منطقی عقب نشینی کرد و گفت : « حق با ابراهیم است » .

حضرت آزاد شد و همراه اموال خود ، به هجرت ادامه داد و با توکل به خدا و استمداد از درگاه حق ، حرکت کرد تا تحول تازه ای در منطقة جدیدی به وجود آورد و سخنش این بود :

« من ( هرجا بروم) به سوی پروردگار می روم ، او به زودی راهنماییم فرماید»

« اسماعیل» تازه به رشد رسیده بود ، حدود سیزده سال داشت . همدمی مهربان و یاری باوفا برای پدر بود. حضرت ابراهیم (ع) او را بسیار دوست داشت ، ولی خداوند خواست در همین مورد وی را بیازماید.

حضرت ابراهیم (ع) در شب هشتم ذیحجه در خواب دید که کسی به او می گوید : « اسماعیل را در راه خدا قربانی کن !»

شب بعد نیز همین خواب را دید ، ولی آن حضرت هنوز یقین نکرده بود که این خواب رحمانی است. سومین شب ( دهم ذیحجه) نیز همین خواب را دید ، یقین کرد که خواب رحمانی و وحی الهی می باشد ، ماجرا را به اسماعیل گفت ، وی بیدرنگ پاسخ داد : « پدرم هرچه دستور داری اجرا کن ، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت »

حضرت میوة دل و ثمره یک قرن رنج و سختیهایش را به سوی قربانگاه منی برد تا او را قربانی کند. در مسیر راه ، شیطان به صورت پیرمردی به او رسید و گفت : « آیا دلت روا می دارد که نوجوان عزیزت را قربانی کنی ؟! »

حضرت : سوگند به خدا اگر به اندازه افراد شرق و غرب فرزند داشتم و خداوند فرمان قربانی کردن آنها را به من می داد آنها را قربانی می کردم. آنگاه آن حضرت چند سنگ از زمین برداشت و با پرتاب کردن آن به سوی شیطان ، او را از خود دور ساخت.

همین پیر به سراغ اسماعیل و مادر او نیز رفت و وسوسه کرد ، ولی آنها گفتند : « اگر فرمان خداست ، باید تسلیم آن بود» و به طرف آن پیر سنگ انداختند و او را از خود دور ساختند.

حضرت ابراهیم (ع) اسماعیل را به قربانگاه آورد و او را مانند گوسفند خوابانید و کارد



خرید و دانلود تحقیق در مورد حضرت آدم (ع) 13 ص