لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
اعتیاد عبارت است از وابستگی به عوامل یا موادی که تکرارمصرف آنها با کم و کیف مشخص و در زمان معین از دیدگاه معتاد ضروری مینماید. یعنیتداوم بخشیدن به مصرف مواد و عوامل مخدر درمانی عامیانه ، غیرمعمول ، دور از موازینعلمی و معتاد کسی است که نیازمند و وابسته روانی- جسمانی به مواد و عوامل مخدر وعادتزا میباشد که به منظور برآوردن آن بایستی از این مواد بطور مداوم و در فواصلمشخص استفاده کند.
مقدمه
افزایش سرسام آور مصرفموادمخدردر جهان و قاچاق روز افزون این مواد پیامدهای وحشتناکی خواهد داشت کهمستقیما نسل جوان و بشریت را تهدید میکند. گسترش شبکه قاچاق بینالمللی و داماعتیاد ، میلیونها نفر جوان را به فساد و کام مرگ میکشاند و سوداگران مرگ را بهثروت و قدرت میرساند. اعتیاد یک مسئله بزرگ بهداشتی و بلایی اجتماعی و دارایجنبههای متعدد اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، روانی ، اخلاقی و حقوقی است. از اینروآگاهی خانوادهها درباره سرانجام نکبتبار اعتیاد در پیشگیری و مهار آن کمکی موثربه شمار میآید.
شروع اعتیاد
اعتیاد با وابستگی جسمانی و روانی همراه است. بعضی از داروهانیز ممکن است با ایجاد وابستگی روانی در بیمار موجب افزایش مصرف شوند و اعتیادبدهند. فرد معتاد با دریافت مواد اعتیادآور سرخوش و راضی میشود و با توقف مصرفدارو دجار خماری و اختلال شدید جسمانی میگردد. مواد اعتیادآور سبب پیدایش پدیدهتحمل نیز میشوند. به موجب این پدیده فرد معتاد برای دسترسی به اثر اولیه این موادکه در ابتدا با مقدار کم حاصل میشود مصرف خود را افزایش میدهد. شدت و نوع وابستگینسبت بهمواداعتیادآوربرحسب نوع و اثر آن متفاوت است. برخی از این مواد مانندتریاکو مشتقات آن وابستگی شدید ایجادمیکنند و برخی دیگر با وجود تاثیری که بر روان و ذهن فرد میگذارند اعتیاد دهندهبه شمار نمیآیند.
انواع اعتیاد
اعتیادات مجاز
اعتیادات مجاز عبارتند از:وابستگی و تداوم در مصرفموادی که به عنوان دارو شناخته شده بطور طبیعی یا صناعی بدست میآید. و شامل بسیاریاز مواد دارویی بویژهآرامبخشهاوخواب آورهامیشوند که این مواد با تجویزپزشک و یا اغلب خود سرانه مصرف میشوند. اعتیادات مجاز خود به دو دسته تقسیممیشوند. اعتیاد به مواد مخدر طبیعی و صناعی به عنوان دارو شناخته میشوند. واعتیاد به موادی که تنها از دیدگاه روانی عادتزا هستند و تداوم مصرف را ایجابمیکنند همانندتنباکوو مشابهین آنها. اعتیادات به اینمواد از ساده ترین تا خطرناکترین عوارض را در معتاد و بطور غیر مستقیم در خانواده وجامعه موجب میگردد. مثلعوارض قلب و عروق، سرطان در دستگاه تنفس.
اعتیادات غیر مجاز
اعتیادات غیر مجاز عبارتند از:وابستگی افراد بهمصرف همیشگی مواد و بهره گیری از عواملی که بنابر قوانین کشوری یا بینالمللی غیرمجاز شناخته میشوند این امر در نتیجه ناپسند بودن مظاهر اعتیاد از دیدگاه پزشکی ،بهداشتی ، روانی و اجتماعی میباشد. علل مختلف اعتیاد عبارتند از: ارضاء هوسها ،زیاده طلبی ، گرفتن انگیزههای احساسی ، احساس یکنواختی ، بیکارگی و وقت گذرانی- فقر ، عدم عدالت اجتماعی و ناهنجاریهای مالی و اقتصادی و بسیار رفاه و عوامل درونیمثل نوسانات فیزیولوژیک و پاتوفیزیولوژیک یعنی بیماریهای جسمی و روانی بویژه دراشکال مزمن و رنجور کننده و نارسایی اصول پزشکی در مورد تامین بهداشت جامعه و عدمتوان درمان کلیه بیماریهای موجود ، یکی از دلایل اصلی اعتیاد میباشد.
ویژگیهای افراد معتاد
فرد معتاد کسی است که اساسا یا از خود و یا از محیطخود و یا هر دو احساس ناخشنودی ، نارضایتی و ناراحتی دارد و در چنین حالت نامطلوبیناگزیر از مصاحبت و موانست با افرادی که برخلاف او دنیا را محل مناسبی برای زیستنیافتهاند و علی رغم مسائل و مشکلات آن بگونهای خود را با شرایط زندگی وفقدادهاند آن را عقل میکنند. معتاددان در توهمات خود یک دنیای صنایی نسبتارضایتبخش برای خویش متصورند که نه تنها بر هیچگونه تغییری یا در خود و یا در محیطمبتنی نیست بلکه دنیای خیالی آنان تنها بر اساس حضور مواد در بدنشان و نیاز به آن ورفع آن نیاز استوار است و غالبا آنان از احساس ناامنی ، احساس بی کفایتی ،احساستنهایی، نفرت ، نوسانهای افسردگی ، اضطراب شدید و بویژه کششها و تعارضات درونفردی بگونهای رنج میبرند. به هر حال اعتیاد و یک پدیده مخرب اجتماعی است زیرااثرات نامطلوب و عواقب وخیم آنها تنها دامنگیر شخص معتاد نمیشود بلکه همه افراد راکه بگونهای با آنان وابستگی و ارتباط نزدیک دارند فرا میگیرد مخصوصا که فرد معتادمسئول اداره یک خانواده و در نقش هم پایه نیز باشد.
اثرات دارویی مواد مخدر
مصرف مواد مخدر و دیگر ترکیبات اعتیادآور بعلتاثرات دارویی ویژه خود تغییراتی در سطح فیزیولوژی و بیولوژی شخص بوجود میآورد کهقسمت مهم این تغییرات بر روی سلسله اعصاب مرکزی و محیطی انجام میگیرد و نتیجتا برروی حالات جسمانی- روانی فرد اثر میگذارد و شخص مواجه با تجاربی در تداوم ازاهمیتی خاص برخوردار خواهد بود. و مهمترین این تغییرات عبارتند از: تسکینموقت آلام روحی ماننداضطراب،افسردگیو بیقراری و تسکین موقت دردهای جسمانی و احساس رضایت و آرامش درونی موقت و تشدیدموقت و میزان هوشیاری بگونههای غیر قطبی و چون اغلب معتادین قبل از اینکه بهاعتیاد روی آورند با مشکلاتی متعدد مانند اضطراب ، افسردگی ، بی قراری و تضادهایگوناگون مواجه بودهاند لذا مصارف اولیهموادمخدرممکن است در کوتاه مدت سبب تسکین ناراحتیهای فوق گردد و ترک ناگهانی و یاکاهش مصرف مواد مخدر پس از ایجاد وابستگی بدنی نسبت به دارو سبب اختلالاتی میگرددمانند بیقراری ، اضطراب ، خستگی مفرط ، گیجی ، حالات تهوع ، استفراغ و اسهال عدمتمرکز شدید و پاشیدگی افکار. در چنین مرحلهای فرد معتاد با چنین حالاتی روبرومیگردد و بنابراین تنها راه فرار از آن را استفاده مجدد دارو بداند. وابستگی فردمعتاد نسبت به ماده مخدر صرفا بدنی نیست و جنبههای وابستگی روانی آن به دارو دررابطه با مشکلات شخصیتی فرد در جریان تداوم اعتیاد از اهمیت اولیه برخوردار است.
ریشههای روانی اعتیاد
از نقطه نظرروانشناسیعقیده بر این است که اعتیاد به مواد مخدر بگونهای غیر مستقیم واکنش و پاسخی استمخرب در مقابل کنشهای غیر قابل تحمل بیرونی و درونی که بدان وسیله فرد سعی میکندآلام و مشکلات درونی خود ، مانند اضطراب، افسردگی و محرومیتها را کاهش داده و یاتسکین بخشد که در واقع انتخاب شیوهایست ناسالم به منظور فرار از واقعیتهای موجود. در واقع معتاد همانند دیگر افراد ، انسانی است که نیاز دارد عشق بورزد ومورد عشق قرار گیرد (عشق سازنده و حقیقی) او میخواهد به دیگران محبت کند و موردمهر و محبت قرار گیرد وجودش برای دیگران موثر و با ارزش باشد و متقابلا وجود دیگرانبرای وی مفید و با اهمیت باشد، سرانجام ندای درونش از او میخواهد که او بایستیتغییر کند تغییری که او را از تمامی این مصائب و مشکلات برهاند و در تبادل خود وجامعهاش قبول مسولیت نماید متاسفانه بر اثر نارساییها و انحرافات خانوادگی واجتماعی و همچنین عدم یک نظام تربیتی صحیح فرد به تدریج از مسیر حقیق دور میشود وبا انتخاب شیوه و معیارهای مخرب از خود و جامعهاش بیگانه میگردد و این گریز ازخویشتن خویش و بیگانگی وی را به انزوا و فرار هرچه بیشتر از واقعیتها میکشاند.
آسیب پذیری جوانان در دوران بلوغ
دوران بلوغدورهایست که فرد با تضادها وکشمکشهای متعدد درونی مواجه میگردد. در این زمان او بخوبی احساس میکند که بهمرحلهای جدید از زندگی میبایستی وارد شود و مسولیتی در قبال خود و جامعهاش اتخاذنماید. مرحلهای که او را با نگرانی ، اضطراب و مشکل تصمیم گیری روبرو میسازد و اوسعی میکند بگونهای بر مشکلات خویش فائق آید. عدم توجه به اعضای خانوداه توقعاتبیجا و بیمورد اطرافیان ، بدون در نظر گرفتن حساسیت این دوره و توقعات و ارزشهایمتضاد اجتماعی اختلالات تطابقی در خانواده و زمینههای نامطلوب شخصیتی فرد بسهولتوی را در این دوره در مقابل انحرافات مختلف آسیب پذیر میسازد.
پیشگیری به عنوان بهترین شیوه مقابله با اعتیاد
اساس پیشگیری تعلیم وتربیت ، راهنمایی ، مشورت و ارشاد خانوادههاست این آموزش باید در یک طیف گستردهاعم از رسمی و غیر رسمی صورت پذیرد و بویژه از رسانههای گروهی در جهت آموزشی