لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : .pptx ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 10 اسلاید
قسمتی از متن .pptx :
تاریخچه استفاده از بیوایمپلنتها در علم پزشکی
تاریخچه استفاده از بیوایمپلنتها برای رفع نقایص بدن به جنگ جهانی دوم برمی گردد، به طوری که تا آن زمان اغلب افرادی که به اثر جنگ یاحوادث دیگر عضوی از بدنشان را از دست می دانند یا به طور کلی استخوان های آنان خرد می شد. و از بین می رفت، زنده نمی مانند اما از جنگ جهانی دوم به بعد به دلیل مشکلات درمانی حاصل از جنگ در کل جهان، دانشمندان علم پزشکی به این فکر افتادند که تجهیزاتی تولید کنند تا در مواردی که فرد با نقص عضو مواجه می شد و یا یکی از ارگان های وی کارایی خود را ازدست می دهد به این نتیجه رسیدند که ماده اولیه این تجهیزات بایداز یک موجود زنده گرفته شود تا مطابقت آن با بدن بیمار تأثیر بهتری در بدن و رفع مشکل داشته باشد.
اولین مرکز تحقیقات پیوند اعضاء و نسوج دردانشگاه تهران ایجاد شد. به دنبال آن شرکت همانند ساز بافت برای تولید صنعتی بیوایمپلنت ها در سال 82 ایجاد شده درمان 87 تولید محصولات را آغاز کرد.
فناوری مهندسی بافت و تولید بیوایمپلنت ها برای دفع نقایص بدن و درمان انواع بیماری ها که بیشترین حجم سرمایه گذاری ها را در عرصه فناوری پزشکی در جهان به خود اختصاص داده «کیمیاگریی عصر نوین» نام گرفته است.
بیوایمپلنت چیست؟
فرض کنید در بین حیوانات مادری بمیرد اگر بچه این حیوان دراختیار مادری دیگر از همان نوع و جنس حیوان قرار دهیم قاعدتا شیر نمی دهد و بچه را برمی گرداند.
ولی اگر کاری کنیم تا این حیوان متوجه نشود این حیوان کوچک بچه خودش نیست او را می پذیرد وشیر می دهد. دانش بیوایمپلنت همین ماجرا را دارد در حوزه انسان! اگر بخشی از استخوان، عروق یا پوشش های درونی و بیرونی بدن انسان دچار ضایعه ای شود و بخشی شبیه ناحیه آسیب دیده از انسان یا حیوان دیگری بخواهیم پیوند بزنیم. توسط بدن برگردانده خواهد شد. در این حالت باید عضو یا قطعه پیوندی را به نحوی تولید کرد که میزان عدم پذیرش توسط بدن به صفر برسد.
به عبارتی تولید بافت های پیوندی باید با استفاده از دانش بیوتکنولوژی و مناسب برای ایجاد شرایطی پیوند صورت بگیرد. خلاصه اینکه بیوایمپلنتها یاخته هایی یا اعضایی هستند که طی پروسه هایی – عمدتاً به شیوه بیوتکنولوژی تولید شده و در اختیار جراح قرار می گیرند تا به عنوان عضو پیوند استفاده کرده و پیوند را بر قرار کنند به معنی خلاصه تر و عامیانه تر برای بیوایمپلنتها می تواند «پانسمان بیولوژیک»باشد.
بیوایمپلنتها 45 نوع مختلف دارند که سه نمونه استخوانی – پوششی و قلب و عروقی آن کاربرد بیشتری دارد که جهت ترسیم نقائص سیستم های مختلف بدن اسنان کاربرد دارند و بدون هیچگونه عوارضی جانبی، هر ساله می توانند موجبات نجات جان و بهبودی زندگی هزاران بیمار را در سراسر کشور فراهم کنند
به عبارتی بیوایمپلنتها تجیهزات پزشکی کاشتنی هستند که برای رفع نقایص سیستم های مختلف بدن استفاده می شود ولی منشأ بیولوژیک و بازنده دارند بعضی از موجود زنده گرفته می شود و این موجود زنده می تواند حیوان باشد و یا موجودات پستی مانند مرجان و میگو باشد ویا احتی سنوج، اهدایی باشد که انسان اهدا کرده باشد و با این موجودات بیوایمپلنتهای کاشتنی درست میکنیم که منشأ اصلی آنها بیولوژیک است به این دلیل که با ساختاربدن تطابق داشته و درداخل بدن قابل جذب است
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
در ریاضیات ، تابعرابطهای است که رابطه بین اعضای یک مجموعه را با اعضایی از مجموعهای دیگر (شاید یک عضو از مجموعه) را بیان میکند. نظریه درباره تابع یک پایه اساسی برای خیلی از شاخههای ریاضی به حساب میآید.
مفاهیم تابع ، نگاشت و تبدیل معمولاً مفاهیم مشابهای هستند. عملکرد ها معمولاً دو به دو بین اعضای تابع وارد عمل میشوند.
تعریف تابع
در ریاضیات تابع عملکردی است که برای هر ورودی داده شده یک خروجی منحصر بفرد تولید میکند معکوس این مطلب را در تعریف تابع بکار نمیبرند یعنی در واقع یک تابع میتواند برای چند ورودی متمایز خروجیهای یکسان را نیز تولیدکند. برای مثال با فرض y=x2 باورودیهای 5- و 5 خروجی یکسان 25 راخواهیم داشت. در بیان ریاضی تابع رابطهای است که در آن عنصر اول به عنوان ورودی و عنصر دوم به عنوان خروجی تابع جفت شده است.
به عنوان مثال تابع f(x)=x2 بیان میکند که ارزش تابع برابر است با مربع هر عددی مانند X
در واقع در ریاضیات رابطه را مجموعه جفتهای مراتب معرفی میکنند.
ا این شرط که هرگاه دو زوج با مولفههای اول یکسان در این رابطه موجود باشند آنگاه مولفههای دوم آنها نیز یکسان باشد. همچنین در این تعریف خروجی تابع را به عنوان مقدار تابع در آن نقطه مینامند. مفهوم تابع اساسی اکثر شاخههای ریاضی و علوم محاسباتی میباشد. همچنین در حالت کلی لزومی ندارد که ما بتوانیم فرم صریح یک تابع را به صورت جبری آلوگرافیکی و یا هر صورت دیگر نشان دهیم.
فقط کافیست این مطلب را بدانیم که برای هر ورودی تنها یک خروجی ایجاد میشود در چنین حالتی تابع را میتوان به عنوان یک جعبه سیاه در نظر گرفت که برای هر ورودی یک خروجی تولید میکند. همچنین لزومی ندارد که ورودی یک تابع ، عدد و یا مجموعه باشد. یعنی ورودی تابع را میتوان هر چیزی دلخواه در نظر گرفت البته با توجه به تعریف تابع و این مطلبی است که ریاضیدانان در همه جا از آن بهره میبرند.
تاریخچه تابع
نظریه مدرن توابع ریاضی بوسیله ریاضیدان بزرگ لایب نیتر مطرح شد همچنین نمایش تابع بوسیله نمادهای (y=f(x توسط لئونارد اویلر در قرن 18 اختراع گردید، ولی نظریه ابتدایی توابع به عنوان عملکرهایی که برای هر ورودی یک خروجی تولید کند توسط جوزف فوریه بیان شد. برای مثال در آن زمان فوریه ثابت کرد که هر تابع ریاضی سری فوریه دارد.
چیزی که ریاضیدانان ما قبل اوبه چنین موردی دست نیافته بودند، البته موضوع مهمی که قابل ذکر است آنست که نظریه توابع تا قبل از بوجود آمدن نظریه مجموعهها در قرن 19 پایه و اساس محکمی نداشت. بیان یک تابع اغلب برای مبتدیها با کمی ابهام همراه است، مثلا برای توابع کلمه x را به عنوان ورودی و y را به عنوان خروجی در نظر میگیرند ولی در بعضی جاها y,x را عوض میکنند.
ورودی تابع
ورودی یک تابع را اغلب بوسیله x نمایش میدهند. ولی زمانی که ورودی تابع اعداد صحیح باشد. آنرا با x اگر زمان باشد آنرا با t ، و اگر عدد مختلط باشد آنرا با z نمایش میدهند. البته اینها مباحثی هستند که ریاضیدانان برای فهم اینکه تابع بر چه نوع اشیایی اثر میکند بکار میرود. واژه قدیمی آرگومان قبلا به جای ورودی بکار میرفت. همچنین خروجی یک تابع را اغلب با y نمایش میدهند در بیشتر موارد به جای f(x) , y گفته میشود. به جای خروجی تابع نیز کلمه مقدار تابع بکار میرود. خروجی تابع اغلب با y نمایش داده میشود. ولی به عنوان مثال زمانی که ورودی تابع اعداد مختلط باشد، خروجی آنرا با "W" نمایش میدهیم. (W = f(z
تعریف روی مجموعهها
یک تابع رابطهای منحصر به فرد است که یک عضو از مجموعهای را با اعضای مجموعهای دیگر مرتبط میکند. تمام روابط موجود بین دو مجموعه نمیتواند یک تابع باشد برای روشن شدن موضوع ، مثالهایی در زیر ذکر میکنیم:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 38
هوش مصنوعی بطور خلاصه ترکیبی است از علوم کامپیوتر ، فیزیولوژی و فلسفه ، این شاخه از علوم بسیار گسترده و متنوع است و از موضوعات و رشته های مختلف علوم و فن آوری ، مانند مکانیزم های ساده در ماشین ها شروع شده ، و به سیستم های خبره ختم می شود ، هدف هوش مصنوعی بطور کلی ساخت ماشینی است که بتواند « فکر » کند . اما برای دسته بندی و تعریف ماشینهای متفکر ، می بایست به تعریف « هوش » پرداخت . همچنین به تعاریفی برای « آگاهی » و « درک » نیز نیازمندیم و درنهایت به معیاری برای سنجش هوش یک ماشین نیازمندیم .
به مدد تحقیقات وسیع دانشمندان علوم مرتبط ، هوش مصنوعی از بدو پیدایش تاکنون راه بسیاری پیموده است . در این راستا ، تحقیقاتی که بر روی توانایی آموختن زبان ها انجام گرفت و همچنین درک عمیق از احساسات ، دانشمندان را در پیشبرد این علم ، یاری کرده است . یکی از اهداف متخصین ، تولید ماشینهایی است که دارای احساسات بوده و حداقل نسبت به وجود خود و احساسات خود واقف باشند. این ماشین باید توانایی تعمیم تجربیات قدیمی خود در شرایط مشابه جدید را داشته و به این ترتیب اقدام به گسترش دامنه دانش و تجربیاتش کند.
برای مثال به رباتی هوشمند بیاندیشید که بتواند اعضای بدن خود را به حرکت درآورد ، او نسبت به این حرکت خود آگاه بوده و با سعی و خطا ، دامنه حرکت خود را گسترش می دهد ، و با هر حرکت موفقیت آمیز یا اشتباه ، دامنه تجربیات خود را وسعت بخشیده و سرانجام راه رفته و یا حتی می دود و یا به روشی برای جابجا شدن ، دست می یابد ، که سازندگانش ، برای او ، متصور نبوده اند.
آنها بدنبال ساخت ماشینی مقلد هستند ، که بتواند با شبیه سازی رفتارهای میلیونها سلول مغز انسان ، همچون یک موجود متفکر به اندیشیدن بپردازد.
مباحث هوش مصنوعی قبل از بوجود آمدن علوم الکترونیک ، توسط فلاسفه و ریاضی دانانی نظیر بول (Boole) که اقدام به ارائه قوانین و تئوری هایی در باب منطق نمودند، مطرح شده بود . در سال 1942 ، با اختراع کامپیوترهای الکترونیکی ، هوش مصنوعی ، دانشمندان را به چالشی بزرگ فراخواند، بنظر می رسید ، تکنولوژی در نهایت قادر به شبیه سازی رفتارهای هوشمندانه خواهد بود.
با وجود مخالفت گروهی از متفکرین با هوش مصنوعی که با دیده تردید به کارآمدی آن می نگریستند تنها پس از چهار دهه شاهد تولد ماشینهای شطرنج باز و دیگر سیستمهای هوشمند در صنایع گوناگون هستیم .
هوش مصنوعی که همواره هدف نهایی علوم کامپیوتر بوده است ، اکنون در خدمت توسعه علوم کامپیوتر نیز می باشد، زبانهای برنامه نویسی پیشرفته ، که توسعه ابزارهای هوشمند را ممکن مسازند ، پایگاههای داده ای پیشرفته ، موتورهای جستجو ، و بسیاری نرم افزارها و ماشینها از نتایج تحقیقات هوش مصنوعی بهره می برند.
در سال 1950 آلن تورینگ (Alain Turing) ، ریاضی دان انگلیسی ، معیار سنجش رفتار یک ماشین هوشمند را چنین بیان داشت :
« سزاوارترین معیار برای هوشمند شمردن یک ماشین ، این است که آن ماشین بتواند انسانی را توسط یک پایانه ( تله تایپ ) به گونه ای بفریبد که آن فرد متقاعد گردد با یک انسان روبه رو است ».
در این آزمایش شخصی از طریق 2 عدد پایانه ( کامپیوتر یا تله تایپ ) که امکان برقراری ارتباط (Chat) را برای وی فراهم می کنند با یک انسان و یک ماشین هوشمند ، بطور همزمان به پرسش و پاسخ می پردازد ، در صورتی که وی نتواند ماشین را از انسان تشخیص دهد ، آن ماشین ، هوشمند است .
آزمایش تورینگ :
آزمایش تورینگ از قرار دادن انسان و ماشین بطور مستقیم در برابر یکدیگر اجتناب می کند و بدین ترتیب ، چهره و فیزیک انسانی مد نظ آزمایش کنندگان نمی باشد . ماشینی که بتواند از پس آزمون تورینگ برآید ، از تفکری انسانی برخوردار است .
مدل سازی نحوه تفکر انسان ، تنها راه تولید ماشینهای هوشمند نیست . هم اکنون دو هدف برای تولید ماشینهای هوشمند ، مدنظر است ، که تنها یکی از آن دو از الگوی انسانی جهت فکر کردن بهره می برد :
سیستمی که مانند انسان فکر کند . این سیستم با مدل کردن مغز انسان و نحوه اندیشیدن انسان تولید خواهد شد و لذا از آزمون تورینگ سربلند بیرون می آید ، از این سیستم ممکن است اعمال انسانی سربزند.
سیستمی که عاقلانه فکر کند ، سیستمی عاقل است که بتواند کارها را درست انجام دهد ، در تولید این سیستم ها نحوه اندیشیدن انسان مد نظر نیست ، این سیستم ها متکی به قوانین و منظقی هستند که پایه تفکر آن ها را تشکیل داده و آن ها را قادر به استنتاج و تصمیم گیری می نماید. آنها با وجود که مانند انسان نمی اندیشند ، تصمیماتی عاقلانه گرفته و اشتباه نمی کنند. این ماشینها لزوما درکی از احساسات ندارند. هم اکنون از
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
رله
رله نوعی کلید الکتریکی است که با هدایت یک مدار الکتریکی دیگر باز و بسته میشود. رله را جوزف هنری در سال ۱۸۳۵ اختراع کرد.
از آنجا که رله میتواند جریانی قویتر از جریان ورودی را هدایت کند، به معنی وسیعتر میتوان آن را نوعی تقویت کننده دانست.
در گذشته رلهها معمولاً با سیمپیچ ساخته میشد و از جریان برق برای تولید میدان مغناطیسی و باز و بسته کردن مدار سود میبرد. امروزه بسیاری از رلهها به صورت حالت جامد ساخته میشوند و اجزای متحرک ندارند
رله دیستانس(رله مقاومت سنج):
رله دیستانس یک رله حفاظتی است که زمان قطع آن تابع مقاومت طول سیم می باشد.در بیشتر اوقات زمان قطع رله باید تابع محل اتصال کوتاه نسبت به رله باشد ، و از این رو این زمان باید تابع جهت معینی از انرژی اتصال کوتاه باشد.به طوریکه می دانیم هرچه محل اتصال کوتاه ازاز رله دور تر باشد ، مقاومت ظاهری قطعه سیم بین محل اتصالی تا رله بزرگتر شده و در نتیجه مقاومت اهمی و غیر اهمی آن نیز بزرگتر می شود.از آنجا که در رشد تاسیسات برقی رابطه مستقیمی بین مقاومت و طو ل سیم وجود دارد ، لذا با استفاده از رله دیستانس به عنوان رله حفاظتی در سراسر خطوط انتقال انرژی ، عملا مشکل حفاظت موضعی و تنظیم جهش زمانی رله های پی در پی بر طرف می شود.
چنانچه در شکل می بینیم،در موقع بروز اتصال کوتاه در نقطه غیر مشخص یک شبکه حلقوی تمام رله های دیستانسی که در شبکه نصب شده است و جریان اتصال کوتاه از آنها عبور می کند،تحریک می شوند ولی فقط نزدیکترین رله به محل اتصالی موفق به قطع سیم اتصالی شده از شبکه می شود. زیرا قطعه سیم بین این دو نقطه کوچکترین مقاومت را شامل است و به این خاطر زمان قطع این رله نیز از همه کوتاهتر می باشد.
رله دیستانس برای انجام صحیح وظیفه حفاظتی که بعهده دارد از اعضا زیادی تشکیل شده است مهمترین آنها عبارتند از :
1-عضو تحریک کننده
2-عضو سنجشی رله دیستانس (عضو زمانی)
3-عضو جهت یاب
4-تعداد زیادی رله کمکی
در ضمن باید دانست که عضو سنجشی رله دیستانس مطلقا مقدار قدر مطلق
عوامل موثر را نمی سنجد بلکه تغییرات مقدار کمیتی را که قبلا تنظیم شده است میسنجد .
عامل موثر در رله دیستانس میتواند هر یک از کمیتهای زیر باشد:
1- مقاومت ظاهری U/I=Z(امپدانس).
2- هدایت ظاهری I/U=1/Z (ادمیتانس).
3- مقاومت اهمی U.cos φ/I=Z.cos φ (رزیستسانس).
4- هدایت اهمی I.cosφ/U=cosφ/Z (کنداکتانس).
5- مقاومت غیر اهمی U.sinφ/I=Z.sinφ (رآکتانس).
6- هدایت غیر اهمی I.sinφ/U= sinφ/Z (سوسپتانس).
7- امپدانس مخلوط U+f(I)
رله ای که کمیت Z را اندازه گیری می کندرله امپدانس نامیده می شود و رله ای که X را می سنجد رله رآکتانس می گویند.
در گذشته برای حفاظت شبکه های بالاتر از 110KV از رله رآکتانس استفاده می شد ، زیرا در رله رآکتانس اثر نا مطلوب جرقه دخالت ندارد. همانطور که می ئانید قوس الکتریکی دارای مقاومت اهمی قابل ملاحظه ای می باشد که سبب تغییر دادن امپدانس خط و در نتیجه سنجش غلط توسط رله امپدانس می شود. اما امروزه با اضافه دستگاههای دیگری اثر نا مطلوب مقاومت قوس جرقه نیز در رله امپدانس خنثی شده است و به این خاطر از رله رآکتانس کمتر استفاده می شود.
رله دیستانس را نی توان حهت حفاظت هر شبکه ای با هر فشار الکتریکی به کار برد. برای حفاظت شبکه های به ولتاژ بالاتر از 60000 v هزار ولت , امروزه فقط از رله دیستانس استفاده می شود. همچنین به کمک رله دیستانس می توان ترانسفور ماتور ها و ژنراتورها را نیز حفاظت نمود.
رله دیستانس اولین بار در آلمان در سال 1923 در یک شبکه فشار قوی نصب شد. طرز کار رله دیستانس را به کمک شکل زیر می توان بیان نمود.
از الکترو مغناتیس 2 جریانی که متناسب با اتصال کوتاه است عبور می کند , به محض اینکه جریان اتصال کوتاه به مقدار معین برسد , هسته داخلی آن جذب شده و کنتاکت 4 بسته می شود و در نتیجه مدار رله قطع کننده کلید صلی بسته شده و سبب قطع می گردد.الکترومغناطیس 3 نیز بر روی ولتاژ خط نصب شده است و از بوبین آن جریانی متناسب با ولتاژ شبکه عبور می کند که موجب به وجود آمدن گشتاور مخالف برای کنتاکت می شود . پس هر چه ولتاژبیشتر باشد یا به عبارتدیگرهر چه اتصال کوتاه از محل نصب رله دورتر باشد نیروی مقاوم الکترو مغناطیس 3 بیشتر و در ضمن مقاومت ظا هری خط تا نقطه اتصالی نیز بیشتر می شود.
نوع دیگر رله دیستانی که توسط زیمنس ساخته شد :
, صفحه گردان آلومینیومی F در بین دو حوزه الکترو مغناطیسی که یکی توسط جریان و دیگری توسط ولتاژ خط تغذیه می شود قرار دارد.اثر نیروی بوبین جریان و بوبین ولتاژ در صفحه F مخالف یکدیگر می باشد و می توان توسط فرم مخصوصی که
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
بزرگی زمین چقدر است؟
.محیط و قطر زمین در خط استوا به ترتیب معادل 39978 کیلومتر و 12725 کیلومتر است .ولی اندازه گیری محیط و قطر زمین در هر یک از نصف النهارها مقادیر کمتری را نشان می دهد اگر می توانستید زمین را در یک ترازو قرار دهید،وزنی حدود 10*3720 تن به دست می آید
میدان مغناطیسی زمین
//
در هر نقطهای در نزدیکی سطح زمین ، عقربه مغناطیسی آویزان ازرشته یا واقع روی یک نقطه به ترتیب خاصی سمت گیری میکند (تقریبا در جهت شمال بهجنوب). این واقعیت مهم به این معنا است که زمینمیدان مغناطیسیایجاد میکند، مطالعه میدانمغناطیسی زمین برای مقاصد عملی و علمی از اهمیتی اساسی برخودار است.
/
از زمانهای قدیم ،قطب نماها، یعنی وسایلی بر اساس استفاده از میدان مغناطیسی زمین برای سمت گیری نسبت به چهارجهت اصلی ، بکار گرفته میشدند. قطب نمای مرسوم شامل یک عقره مغناطیسی و یک صفحهمدرج است و در جهت یابیها کاربرد وسیعی دارد.
از میدان مغناطیسی زمین چه استفادههایی میشود؟
در دریانوردی و هوانوردیجدید ، دیگر قطب نمای مغناطیسی تنها وسیلهای برای سمت گیری و تعیین مسیر کشتی یاهواپیما نیست. برای این منظور وسایل دیگری نیز وجود دارد. با وجود این ، از اهمیتقطب نمای مغناطیسی به هیچ وجه کاسته نشده است. تمام کشتیها و هواپیماهای امروزی بهقطب نمای مغناطیسی مجهزند. زمین شناسان ، شکارچیان و مسافران نیز از قطب نما خیلیاستفاده میکنند. وجود میدان مغناطیسی زمین انجام پارهای از بررسیهای مهم دیگر رامیسر ساخته است. از آن جمله میتوان از روشهای اکتشاف و مطالعه ذخایر آهن نام برد.
/
قطبهای مغناطیسی زمین
مغناطیس زمینپیرامون زمین را میدان مغناطیسی کهماینوتسفر یا مغناطو کره نامیده میشود احاطه نموده است. باید توجه داشت که نقاط بههم رسیدن خطوط میدان مغناطیسی روی سطح زمین قرار ندارد، بلکه قدری از آن پایینترهستند. همچنین قطبهای مغناطیسی زمین با قطبهای جغرافیایی آن منطبق نیستند. محورمیدان مغناطیسی زمین ، یعنی خط مستقیمی که از هر دو قطب مغناطیسی میگذرد، از مرکززمین نمیگذرد و از اینرو قطر زمین نیست. مغناطو کره توسط دو عامل مشخص میشود: انحراف مغناطیسیوشیب مغناطیسی.انحراف مغناطیسی عبارتاست از زاویه انحراف عقربه مغناطیسی از نصف النهار جغرافیایی مورد نظر. خطوط واصلنقاط دارای انحراف مغناطیسی مساوی که خطوط هم گوشه نام دارند، در جنوب و شمال قطبینمغناطیسی که مخالف قطبین جغرافیایی است، همگرا می شود. برخی از محققان ، عدم تطابققطبهای مغناطیسی و جغرافیایی را به توزیع نایکنواخت خشکی و آب در زمین توجیهمینمایند.شیب مغناطیسیعبارت است از زاویه میان عقربه مغناطیسینسبت به افق (در نیمکره شمالی سر شمالی عقربه و در نیمکره جنوبی عقربه به افقمتمایل می شود). ضمن حرکت از استوا به سوی قطبین ، شیب مغناطیس افزایش می یابد. خطواصل نقاط دارای شیب صفر استوای مغناطیسی نام دارد . استوای مغناطیسی ، استوایجغرافیایی را در دو نقطه، یکی با 169˚ طول شرقی و دیگری با ˚23 طول غربی به جنوب ودر نیمکره شرقی به شمال منحرف می گردد. در قطبین مغناطیسی شیب به ˚90 می رسد.
/
مغناطش خود بخودی مواد در میدان مغناطیسی زمین
از مغناطش خودبخودی مواد درمیدان مغناطیسی زمین استفادههای زیادی میشود. از جمله در ساختمینهای مغناطیسیاست که در عمق معینی زیرسطح آب قرار میدهند و با عبور کشتی از بالای آنها منفجر میشود. ساز و کاری کهباعث صعود مین به سطح و انفجار آن میشود وقتی عمل میکند که عقربه مغناطیسی کهمیتواند حول میلهای افقی بچرخد، بر اثر میدان مغناطیسی کشتی که از بالای مین میگذرد، بتواند بگردد. معلوم شده است که کشتی همیشه خودبخود آهنربا میشود. برایمحافظت در مقابل مینهای مغناطیسی دو روش بکار میبرند:
زمین روبی
این روش عبارت است از حمل مغناطیس نیرومندی که با طنابهای سیمیاز هواپیمای در حال پرواز در ارتفاع کم در منطقه مین گذاری شده آویزان میشود. گاهیکابل سیمی دایره شکلی را بطور شناور روی آب قرار میدهند و جریانی از آنمیگذرانند. بر اثر میدان مغناطیسی یا جریان ، ساز و کار مینها عمل میکند و بدونهیچ خسارتی منفجر میشوند.
خنثی سازی میدان مغناطیسی کشتی
این روش به این ترتیب است که حلقه هایی ازسیم عایق بندی شده را به کشتی وصل میکنند و جریانی را از آنها میگذرانند، بطوریکه میدان مغناطیسیاین جریان مساوی و در خلاف جهت میدان مغناطیسی کشتی (که یکمغناطیسدائمیاست) باشد. وقتی که این میدانها باهم ترکیب شوند، همدیگر را خنثی میکندو کشتی بدون اینکه ساز و کار مین را به کار اندازد از روی آن میگذرد.
آنچه باید بدانیم
از مدتها پیش (قرن شانزدهم) معلوم شده است که شبکه پنجره قائم به مرور زمانآهنربامیشود.
یکی از اولین پژوهشگران میدان مغناطیسی زمین ،گیلبرت (Gilbert) آزمایشزیر را در کتاب خود شرح داده است. اگر شخصی به یک میله آهنی که از شمال به جنوبقرار گرفته است با چکش بکوبد، میله آهنربا میشود.
در تدارک پرواز به قطب شمال ، بیشترین توجه به سمت گیری هواپیما در نزدیکی قطبمبذول میشود، زیرا قطبهای مغناطیسی معمولی در این فاصله به کلی از کار کردن بازمیماند و عملا بدون استفاده هستند
چرا میدان مغناطیسی زمین عوض می شود؟
منتشره از سوی مدیر سایت در تاریخ30م مهر 1385 @ 13:34 و در بخش مغناطیس و القای الکترومغناطیس | 3 Comments
میدان مغناطیسی یا آهنربایی کره زمین در حال ضعیف شدن است. اگر این کاهش در شدت میدان با همین اهنگ به پیش رود ظرف 1200 سال آینده قطب نماهای سراسر دنیا از کار خواهند افتاد تا مدتی به طرف همه جا ولی در واقع هیچ جا منحرف خواهند شد. سپس به آهستگی پس از گذشت دهها یا صدها سال بار دیگر همراستا خواهند شد اما این بار به سمت جنوب.نتیجه این می شود که میدان مغناطیسی زمین وارونه خواهد شد این اتفاق پسشتر نیز بارها روی داده است. زمین شناسان در سنگ های مغناطیسی چندین میلیون ساله قراینی یافته اند که این را تایید می کند. روشن است که این پدیده بیانگر مطلب بسیار مهمی درباره هسته درونی زمین است.اما پرسش اینجاست که این مطلب مهم چیست؟ هسته زمین از آهن و نیکل تشکیل شده که بخش عمده ای از انها به حالت گداخته وجود دارد این مایع فلزی پیوسته در جنبش است و این جنبش به نحوی جریانهای الکتریکی به وجود می اورند که میدان مغناطیسی زمین را ایجاد می کنند. جزئیات این فعالیت فلزی گداخته و تغییراتی که در میدان مغناطیسی زمین بوجود می اورد هنوز روشن نشده است برخی از سرنخ هایی که درباره رویدادهای درون زمین در اختیار داریم